بررسى اقوال در مسئله
كلام امام خمينى رحمه الله مورد قبول ما نيز مىباشد ، بنابراين به بررسى دو نظريه ديگر مىپردازيم :
1 - بررسى كلام مرحوم عراقى :
اولًا : اين بيان مرحوم عراقى جنبهء مبنايى دارد و مبناى ايشان مورد قبول ما نيست . اين گونه نيست كه دليل مخصّص منفصل وقتى در مقابل دليل عامّ قرار مىگيرد هيچگونه تصرّفى در هيچ مرحلهاى از مراحل سهگانه واقع نشود . در مرحلهء ظهور ، « أكرم كلّ عالم » محفوظ است . در مرحلهء اصالة الظهور هم دليل عامّ محفوظ است . امّا در مرحلهء تطابق بين ارادهء استعمالى و ارادهء جدّى ، دليل مخصّص منفصل در دليل عامّ تصرّف كرده و حكم مىكند كه دايرهء مراد جدّى مولا اضيق از دايرهء مراد استعمالى اوست . مراد استعمالى ، « كلّ عالم » و مراد جدّى « عالم غير فاسق » است . از اين گذشته ، افرادى بودند كه تخصيص عامّ را مستلزم مجازيّت عامّ مىدانستند .
معناى مجازيّت اين است كه مخصّص در مرحلهء استعمال ، در عموم عامّ تصرّف مىكند ، يعنى همانطور كه « يرمي » در « رأيت أسداً يرمي » قرينه بر اين است كه اسد - در مرحلهء استعمال - در غير معناى حقيقى خودش استعمال شده ، تخصيص به منفصل هم معنايش اين است كه « أكرم كلّ عالم » در مرحلهء استعمال ، در همهء علماء استعمال نشده بلكه در عالم غير فاسق استعمال شده است . ولى اين حرف قابل قبول نيست . « أكرم كلّ عالم » - از نظر استعمال - در همان معناى لغوى و وضعى خودش استعمال شده امّا دايرهء مراد جدّى ، اضيق از مراد استعمالى است . بههرحال ، اين گونه نيست كه ما مخصّص منفصل را با مسألهء موت يكسان دانسته و بگوييم : همانطور كه اگر فساق علماء به طور ناگهانى مىمردند ، در « أكرم كلّ عالم » تصرّفى به وجود نمىآمد ، در اينجا هم كه فسّاق علماء زندهاند ولى خود