تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
فسق داشته و الآن اين اتّصاف باقى است » ضرورتى ندارد و نتيجه‌اش در استصحابات عدم ازلى روشن مىشود كه آنجا به‌هيچ‌وجه ما نمىتوانيم مسألهء اتّصاف را ثابت كنيم . در مورد فسق - چون موضوع دارد - اگر حالت سابقهء عدميّه داشته باشد ، ما مىتوانيم بقاء اتّصاف را استصحاب كنيم ولى مىخواهيم بگوييم : « دايرهء مراد جدّى ، محدود به اين نيست . اگر اتّصاف را ثابت كرديد ، مانعى ندارد ، ولى اگر اتّصاف هم نباشد ، باز دايرهء مراد جدّى شامل مىشود ، زيرا تخصيص ، هيچ عنوانى به عامّ نمىدهد » . مرحوم آخوند مىفرمايد : « عام ، در مخصّص منفصل ، معنون به هيچ عنوان مخصوصى نيست بلكه هر عنوانى داشته باشد ، مانعى نيست ولى آن عنوان نمىتواند عنوان خاصّ باشد . همين‌كه عنوان خاصّ نباشد ، كافى است ، امّا اين كه « غير عنوان خاصّ » هم - به صورت عنوانيّت - دخالت داشته باشد ، چنين چيزى در كار نيست . مرحوم آخوند در ذيل كلام خودشان تعبيرى دارند كه اين مطلب ما را تأييد مىكند و ما اين تعبير را مطرح خواهيم كرد . در نتيجه ما اگرچه با مخصّص منفصل در دايرهء مراد جدّى تضييق قائل مىشويم ولى جمع اين دو دليل به « أكرم كلّ عالم غير فاسق » برگشت نمىكند تا عنوان غير فاسقيّت هم در متعلّق و موضوع حكم نقش داشته باشد . همين مقدار كه عالميّت محرز باشد و فسقى در كار نباشد ، كافى است و اثبات اتّصاف به عدم فسق ضرورتى ندارد . اين قسمت از كلام مرحوم آخوند مورد قبول ما هم هست ولى ايشان وقتى مىخواهند مثال بزنند ، مثال استصحاب عدم ازلى را مطرح مىكنند . گويا استصحاب عدم ازلى نزد ايشان مسلّم بوده است كه به جاى استصحاب عدم فسق - كه استصحاب روشنى است - به استصحاب عدم ازلى مثال زدند . مثالى كه مرحوم آخوند مطرح مىكنند ، مسألهء شكّ نسبت به قرشيّه و غير قرشيّه بودن مرئه است ، كه ثمرهء آن در مسألهء حيض ظاهر مىشود . دليل عامّ مىگويد : « زن تا پنجاه‌سالگى مىتواند حيض ببيند و خونى كه بعد از پنجاه‌سالگى مىبيند ، حيض نيست » . دليل مخصّص مىگويد : « زن قرشيّه ، تا شصت سالگى مىتواند خون حيض ببيند » .