تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
صورت « أكرم العلماء » بدون هيچ معارضى پياده مىشود و حكم به لزوم اكرام زيد مشكوك الفسق مىكند ، چون موضوع « أكرم العلماء » - كه عبارت از « عالم بودن » است - نسبت به زيد ، محرز مىباشد . اين در صورتى است كه ما در متعارضين قاعدهء اوّليه را پياده كنيم كه اقتضاى تساقط مىكند . 2 - اگر فرض كنيم كه اين دو دليل متعارض ، دو روايت بودند و عرف هم اين دو را - در ارتباط با مادهء اجتماعشان - متعارض مىبيند ، اخبار علاجيّه‌اى كه در رابطه با خبرين متعارضين وارد شده ، شامل اينجا هم مىشود . حال اگر فرض كنيم دليل « لا تكرم الفسّاق » يكى از مرجّحات مذكور در اخبار علاجيّه - مثل موافقت مشهور ، موافقت كتاب ، مخالفت عامّه و . . . - را دارا بود ، نتيجه اين مىشود كه در مادّهء اجتماع - يعنى عالم فاسق - دليل « لا تكرم الفسّاق » ترجيح و تقدّم پيدا مىكند . امّا در مورد زيد عالم مشكوك الفسق مىگوييم : بعد از اين كه « لا تكرم الفسّاق » - به واسطهء وجود مرجّح - بر « أكرم العلماء » تقدّم پيدا كرد ، به گونه‌اى كه مادّهء اجتماع - يعنى عالم فاسق - را به سوى خودش جذب كرد ، اين كشف مىكند كه دايرهء مراد جدّى « أكرم العلماء » ضيق‌تر از مراد استعمالى آن است . مراد استعمالى آن « كلّ عالم » و مراد جدّى آن « عالم غير فاسق » است . و ما شك داريم كه عنوان « غير فاسق » در اينجا تحقق دارد يا نه ؟ لذا در مورد شكّ در فسق نه به دليل « لا تكرم الفسّاق » مىتوانيم تمسك كنيم و نه به دليل « أكرم العلماء » . در نتيجه همان‌طور كه در اصل مسألهء مورد بحث - يعنى « أكرم العلماء » و « لا تكرم الفسّاق من العلماء » - « عالم فاسق » جذب « لا تكرم الفسّاق من العلماء » مىشد ولى در مورد « عالم مشكوك الفسق » به هيچ‌يك از دو دليل نمىتوانستيم تمسك كنيم ، اينجا هم همين‌طور است . « 1 »
هامش
( 1 ) - البته وجه تقدّم در « لا تكرم الفسّاق من العلماء » ، اقوا بودن ظهور دليل مخصّص است . امّا وجه تقدّم در « لا تكرم الفسّاق » ، موافقت با كتاب اللّه يا مخالفت با عامّه و امثال اين‌هاست .