تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
خود را بيان كند و مقصود خود را به مخاطب تفهيم كند . و الّا اگر مولايى در مقام هزل باشد - نه در مقام تفهيم مراد - براى كلام چنين مولايى دلالت تصديقيّه وجود ندارد و حجّيت - كه در رابطه با دلالت تصديقيّه است - براى كلام مولا تحقّق پيدا نمىكند . در نتيجه حجّيت ، متوقف بر اين است كه مولا در مقام اين باشد كه مراد خود را منتقل كرده و در اختيار مخاطب بگذارد . مرحوم عراقى سپس مىفرمايد : مولا در صورتى مىتواند مراد خود را تفهيم كند كه آن را تصور كرده باشد . بنابراين ريشه و اساس حجّيت كلام مولا ، اين است كه مفاد و مدلول كلام خودش را تصور كرده باشد . مرحوم عراقى سپس نتيجه‌گيرى كرده مىفرمايد : مولايى كه در عالم بودن زيد ترديد دارد ، چگونه مىتوانيم بگوييم : « وجوب اكرام زيد را تصور كرده است » ؟ وقتى مرحلهء اوّل - يعنى تصور - با مشكل روبرو بود ، نوبت به آخرين مرحله - كه عبارت از حجّيت است و با چند واسطه به تصور ارتباط پيدا مىكند - نمىرسد . « 1 » بررسى كلام مرحوم عراقى : ما اگرچه در اصل مدّعا با مرحوم عراقى موافق هستيم و در ما نحن فيه تمسك به عام را جايز نمىدانيم ولى دليلى كه ايشان مطرح كرده‌اند قبول نداريم و به نظر ما دليل ايشان داراى چند اشكال است و نمىتواند چنين مدّعايى را ثابت كند . اشكال اوّل : احكام كلّيه‌اى كه از جانب مولا صادر مىشود ، همان احكام كلّى است كه عقل آنها را ادراك مىكند . در احكام عقلى ، وقتى عقلْ كبرايى را درك كرد ، لازم نيست صغراى آن برايش مشخص باشد . عقل به طور كلّى درك مىكند كه اكرام همسايگان مولا - كه دشمن او مىباشند - واجب نيست ، امّا اين كه كدام همسايه ، دشمن
هامش
( 1 ) - مقالات الاصول ، ج 1 ، ص 443