اصول عمليه در اينجا جريان پيدا مىكند ؟ براى هريك از اصالة الاشتغال و اصالة البراءة وجهى وجود دارد . 1 - اصالة الاشتغال : مبناى جريان اصالة الاشتغال اين است كه گفته شود : ديروز كه مولا « أكرم العلماء » را گفت ، گويا ذمّهء ما - با يك تكليف عام - به وجوب اكرام همهء علماء اشتغال پيدا كرد . و امروز كه « لا تكرم زيداً العالم » را گفت ، از طرفى كلامش اجمال دارد و راهى براى تشخيصْ وجود ندارد و از طرفى اكرام زيد عالم را حرام نكرده بلكه فقط وجوب آن را نفى كرده و نفى وجوب ، منافاتى با انجام اكرام ندارد ، پس ما اگر « زيد بن عَمرو » را اكرام نكنيم ، شك مىكنيم كه آيا آن اشتغال ذمّه يقينى - كه اقتضاى برائت يقينى مىكند - حاصل شده يا نه ؟ نسبت به « زيد بن بكر » نيز همينطور است . در نتيجه ما بر اساس اصالة الاشتغال ، هر دو را عملًا اكرام مىكنيم . البته نمىخواهيم بگوييم : « اكرام هر دو واجب است » ، زيرا چنين چيزى با دليل مخصّص نمىسازد و مستلزم لغو بودن دليل مخصّص است . بلكه در عمل هر دو را اكرام مىكنيم . مثل اين كه كسى علم اجمالى پيدا كند كه يا نماز جمعه واجب است يا ظهر و دليلى هم بر احد الطرفين قائم نشد ، در اينجا قاعدهء اشتغال اقتضاء مىكند كه هر دو را انجام دهد ، امّا معناى انجام هر دو اين نيست كه در روز جمعه ، هنگام زوال ، دو نماز واجب است . عقل حكم مىكند كه هر دو را اتيان كنيم ، در حالى كه واجب واقعى يكى از اين دوتاست . 2 - اصالة البراءة : مبناى اصل برائت اين است كه بگوييم : اوّلًا : ما از « لا يجب اكرام زيد العالم » دستمان كوتاه است ، زيرا داراى اجمال است و معلوم نيست كه كدام زيد اراده شده است .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 230
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٣٠