پذيرفتيد ، در ما نحن فيه نيز همين حرف را مىزنيم و مىگوييم : اگر امروز مولا بگويد :
« أكرم كلّ عالم » و فردا بگويد : « لا تكرم الفسّاق من العلماء » اين هم عيناً مثل « أكرم كلّ عالم عادل » است . همانطور كه در « أكرم كلّ عالم عادل » هيچگونه مجازيّتى نه در لفظ « كلّ » وجود دارد و نه در لفظ « عالم » و نه در توصيف عالم به عدالت ، در مخصّص منفصل هم همينطور است . اينجا هم همان « أكرم كلّ عالم عادل » است ، فقط تقييد آن با كلام اوّل فاصله پيدا كرده است و فاصله و عدم فاصلهء تقييد با كلام اوّل ، فرقى ايجاد نمىكند . بنا بر اين در عامى كه به مخصّص منفصل تخصيص خورده ، اصلًا جاى توهّم مجازيّت نيست تا ما بخواهيم با مسألهء ارادهء استعمالى و ارادهء جدّى - كه مرحوم آخوند مطرح كردند - آن را بر طرف كنيم ، علاوه بر اين كه راه مرحوم آخوند داراى مناقشه هم بود . « 1 » بررسى كلام مرحوم نائينى : به نظر ما اين كلام مرحوم نائينى داراى مناقشه است ، و بين « أكرم كلّ عالمٍ عادلٍ » با مخصّص منفصل ، فرق وجود دارد ، زيرا ما در ادبيات خواندهايم كه متكلّم تا وقتى كه اشتغال به كلام دارد مىتواند هر چيزى را كه بخواهد به كلام خود ملحق كند و تا وقتى از كلام فارغ نشده است نمىتوان ظهورى براى كلام او درست كرد ، امّا وقتى از كلام فراغت يافت ، كلام او داراى ظهور خواهد شد . اگر متكلّم بگويد : « رأيتُ أسداً » و چيز ديگرى اضافه نكند ، اصالة الظهور حكم مىكند كه در اينجا معناى حقيقى اسد « 2 » - يعنى حيوان مفترس - اراده شده است و اگر بعد از « رأيت أسداً » كلمهء « يرمى » را آورد ، همين اصالة الظهور حكم مىكند كه در اينجا معناى مجازى اسد - يعنى رجل شجاع - اراده شده است . از نظر اصالة الظهور ، فرقى بين « رأيت أسداً » و « رأيت
هامش
( 1 ) - فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 518 و 519 ، أجود التقريرات ، ج 1 ، ص 449 و 450
( 2 ) - چون در اينجا بر اساس مبناى مشهور بحث مىكنيم .