تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
چنين اراده‌اى ندارد . امّا عدم ارادهء تحقق انبعاث ، ربطى به مقام بعث - كه مربوط به استعمال است - ندارد . همان‌طور كه در اوامر امتحانى ، بعث تحقق دارد ولى غرض انبعاث در كار نيست . به نظر مىرسد اگر ما كلام مرحوم آخوند را به اين صورت توجيه كنيم ، كلام جالبى خواهد بود و هيچ اشكالى در تفكيك بين ارادهء استعمالى و ارادهء جدّى متوجّه ايشان نخواهد شد .

اشكال محقّق نائينى رحمه الله به مرحوم آخوند :

محقّق نائينى رحمه الله مىفرمايد : بين ارادهء استعمالى و ارادهء جدّى نمىشود تفكيكى وجود داشته باشد ، به‌همين‌جهت كلام مرحوم آخوند قابل قبول نيست . مولايى كه « أكرم العلماء » را مطرح كرده است ، از دو حال خارج نيست : يا همهء علماء را اراده كرده و يا همه را اراده نكرده است و شقّ سوّمى هم وجود ندارد . اگر گفته شود : « همهء علما را اراده كرده است » ، مىگوييم : « در اين صورت كمبودى وجود ندارد . پس اين كه مىگويند : « ارادهء جدّى دايره‌اش ضيق است و به اين عموم تعلّق نگرفته است » چه معنايى مىتواند داشته باشد ؟ » . و اگر گفته شود : « همهء علما را اراده نكرده است » . مىگوييم : اين مطلب ، برگشت به اين مىكند كه مولا لفظى را كه ظاهر در معناى عامّ است استعمال كرده و آن معناى ظاهر را اراده نكرده باشد و فرض اين است كه در حال استعمال عموم هم قرينه‌اى براى عدم ارادهء ظاهر اقامه نكرده است . و ما چنين كسى را هاذل مىناميم . همان‌طور كه اگر كسى « رأيت أسداً » را بگويد و معناى حقيقى اسد را اراده كند ، در اينجا دو چيز نداريم . و ارادهء استعمالى و ارادهء جدّى - كه مرحوم آخوند مطرح مىكرد - يكى است . امّا اگر معناى حقيقى اسد را اراده نكند ولى قرينه‌اى براى معناى غير حقيقى نياورد ، او را هاذل مىناميم . « 1 »
هامش
( 1 ) - فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 517 ، أجود التقريرات ، ج 1 ، ص 446 و 447