تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
دارند ، مثلًا پدر امرى صادر مىكند و مىخواهد ببيند آيا فرزندش تحت تأثير اين امر قرار گرفته و تحرّكى از خودش نشان مىدهد يا هيچ تحرّكى در او پيدا نمىشود ؟ در اينجا سؤال مىشود كه آيا اين هيئت افعل كه در اينجا به كار رفته ، در معناى حقيقى خودش استعمال شده يا در معناى غير حقيقىاش به كار رفته است ؟ اگر گفته شود : در معناى غير حقيقى استعمال شده است . مىگوييم : اوّلًا : معناى غير حقيقى قرينه لازم دارد و در اينجا قرينه‌اى به چشم نمىخورد . ثانياً : اگر قرينه‌اى در كار باشد ، هدف اختبار و امتحان حاصل نمىشود . اگر فرزند بفهمد كه پدرش در اين زمينه بعث و تحريكى ندارد ، عكس‌العملى از خود نشان نمىدهد . آنچه زمينهء امتحان را فراهم مىكند اين است كه هيئت افعل در معناى حقيقى خودش - يعنى « بعث و تحريك اعتبارى » - استعمال شده باشد . پس ما ناچاريم بگوييم : هيئت افعل در اينجا در معناى حقيقى خودش استعمال شده ولى غرض آمر از اين بعث ، حصول انبعاث در مأمور نبوده است بلكه هدف اين بوده كه عكس العمل مأمور در مقابل اين امر را ملاحظه كند . مثلًا اگر امر امتحانى مزبور ، عبارت از « ادخل السوق و اشتر اللّحم » باشد ، هدف آمر اين نبوده كه او واقعاً داخل بازار شده و گوشت خريدارى نمايد بلكه هدفش اين بوده كه عكس‌العمل مأمور را مشاهده كند . در نتيجه ما مواردى داريم كه بعث تحقّق دارد ولى غرض آمر ، انبعاث مأمور نيست بلكه غرضْ چيز ديگر است . حال كه ما توانستيم تفكيك بين بعث و انبعاث را تصور كنيم ، همين معنا را در عام و خاص پياده كرده مىگوييم : « أكرم العلماء » ، از نظر كلام و مستعمل فيه و مفاد هيئت افعل ، بعث به اكرام جميع علماست ولى غرض مولا از « بعث به جميع » اين نيست كه « انبعاث به جميع » هم حاصل شود . بلكه در مورد انبعاث ، قائل به تبعيض است و اراده كرده است كه انبعاث در مورد علماى غير فاسق حاصل شود ، و نسبت به علماى فاسق ،