تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
« ظاهر اين است كه وقتى متكلم « رجل » را به عنوان موضوع قرار داد ، تكيه‌اش روى همين عنوان است ، پس مقدّمات حكمت در مورد آن پياده شده و اطلاقْ استفاده مىشود » . نتيجهء كلام مرحوم حائرى اين شد كه دلالت « أكرم كلّ رجلٍ » بر عموم ، هيچ توقّفى بر مقدّمات حكمت ندارد . « 1 » اين بيان مرحوم حائرى با توضيحى است كه ما نسبت به كلام ايشان مطرح كرديم . اشكال بر كلام مرحوم حائرى : ما قبول داريم كه وقتى مولا عنوانى را موضوع حكم خود قرار مىدهد ، ملازم با اين است كه روى آن عنوان تكيه كرده باشد ، به‌همين‌جهت در « أكرم كلَّ رجلٍ » خروج مرئه را استفاده مىكرديم ، امّا نسبت به مسألهء عالم - كه به عنوان قيد براى رجل مطرح است - دو مطلب وجود دارد : 1 - كلمهء « كلّ » از ابتدا اعلام مىكند كه « من تابع سعه و ضيق مدخول هستم ، اگر مدخول ، عبارت از « رجل » باشد ، دلالت بر استيعاب افراد طبيعت « رجل » دارم و اگر مدخول ، عبارت از « رجل عالم » باشد ، دلالت بر استيعاب افراد طبيعت « رجل عالم » مىكنم » . به عبارت ديگر : كلمهء « كلّ » مىگويد : « من براى استيعاب افراد مدخول وضع شده‌ام ، و تعيين مدخول از عهدهء من خارج است ، بايد آن را از راه ديگر بدست آوريد » . 2 - در اينجا موضوع براى ما معلوم نيست ، زيرا ما نمىدانيم كه آيا « كلّ رجلٍ » به عنوان موضوع براى حكم است يا « كلّ رجلٍ عالمٍ » ؟ و ما تنها از راه مقدّمات حكمت مىتوانيم بفهميم كه قيد عالميت در موضوع دخالت ندارد . به بيان ديگر : عنوان عالميت ، قابل مقايسه با عنوان « مرئه » نيست ، زيرا ما از نفس كلمهء « رجل » كه مولا در موضوع حكمش اخذ كرده ، خروج « مرئه » را استفاده
هامش
( 1 ) - دُرر الفوائد ، ج 1 ، ص 211 و 212