تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
« لا رجل عالماً في الدار » - در محدودهء خودش افادهء عموم مىكند . ولى در صورت شك ، بايد ابتدا از طريق مقدّمات حكمت ، اطلاق را ثابت كرده ، سپس حكم به عموميت نماييم و اگر مقدّمات حكمت ، كامل نباشد ، نمىتوانيم عموم را اثبات كنيم . قائل سپس مىگويد : اين امر خيلى بعيد به نظر مىرسد كه با وجود استقلالى كه بحث عام دارد ، براى اثبات عموم نيازمند به اثبات اطلاق باشيم . بررسى اشكال فوق : از اين اشكال ، دو جواب داده شده است :

1 - جواب مرحوم حائرى :

ايشان اشكال فوق را به دو صورت جواب داده‌اند : الف : جواب حلّى : در الفاظ عموم ، هيچ‌گونه نيازى به جريان مقدّمات حكمت نداريم ، زيرا وقتى مولا چيزى را در عنوان موضوع حكم خود قرار داد ، معلوم مىشود كه مولا روى اين عنوان تكيه كرده است و به‌همين‌جهت آن را موضوع براى حكم خودش قرار داده است . مثلًا اگر مولا بگويد : « أكرم زيداً » ، معلوم مىشود كه روى اكرام زيد تكيه دارد و براى آن ، موضوعيت قائل است . « 1 » در اينجا نيز وقتى مولا مىگويد : « أكرم كلّ رجلٍ » ، همان‌طور كه معلوم مىشود مولا روى عنوان رجوليت تكيه كرده و هيچ به ذهن نمىآيد كه « أكرم كلّ رجلٍ » شامل مرئه هم بشود ، از اين كه مولا « رجل » را موضوع قرار داده - نه « رجل » مقيّد به علم » را - استفاده مىكنيم كه عنوان « عالميت » هيچ نقشى ندارد . و اين به‌معناى جريان مقدّمات حكمت در « رجل » نيست بلكه نفس كلمهء « رجل » ، همان‌طور كه « مرئه » را نفى مىكند ، مدخليت علم را نيز نفى مىكند . ب : جواب نقضى : اگر عموم ، متوقّف بر اطلاق باشد ، در جايى كه مولا ، مسئله را به لسان اطلاق بيان كند - مثل اين كه بگويد : « أكرم رجلًا » - نه به لسان عموم ، با
هامش
( 1 ) - حال كارى نداريم كه آيا اين جمله مفهوم دارد - به عنوان مفهوم لقب - يا نه ؟