اوّلًا : كلمهء « أيّ رجلٍ » جنبهء تأكيد براى « رجل » قبلى دارد ، زيرا اگر « أي رجلٍ » هم در كار نبود ، از « جئني برجلٍ » استفاده مىكرديم كه هر رجلى را به محضر مولا بياورد ، كفايت مىكند . ثانياً : كلمهء « أيّ » يكى از الفاظ دالّ بر عموم بدلى است . نتيجه مىشود كه « رجل » در « جئني برجلٍ » بايد اطلاق بدلى داشته باشد ، زيرا در غير اين صورت عموم بدلى « أى رجلٍ » نمىتواند آن را تأكيد كند . پس اگر ما بگوييم :
« بدليت ، ربطى به اطلاق ندارد » بايد يكى از اين دو مطلب فوق را انكار كنيم . يا جنبهء تأكيد بودن را منكر شويم و يا دلالت « أيّ رجل » بر عموم بدلى را انكار كنيم . و چون هيچكدام از اين دو را نمىتوانيم انكار كنيم ، پس بايد وجود اطلاق بدلى را بپذيريم . اين اشكال بسيار مهم است . پاسخ : در اينجا بين مسألهء تأكيد و اين كه « اگر اىّ رجل را هم نمىگفت ، ما نيازى به آن نداشتيم » مغالطهاى پيش آمده است ، زيرا اينها دو عنوانند . مسألهء تأكيد ، به اين برمىگردد كه همان مطلبى را كه كلام قبل از تأكيد افاده مىكرد ، براى مرتبهء دوّم به زبان ديگرى مطرح شود ، در حالى كه مفاد « جئني برجلٍ » عبارت از اطلاق بود .
معناى اطلاق اين است كه تمام الموضوع براى امر مولا ، عبارت از احضار رجل است بدون اين كه قيدى در آن دخالت داشته باشد . حال اگر اين معنا بخواهد تأكيد شود ، بايد همين معنا دوباره ذكر شود ، مثل اين كه مولا پس از گفتن « جئني برجلٍ » بگويد : « تمام الموضوع براى امر من ، عبارت از احضار رجل است و هيچ قيدى در آن دخالت ندارد » .
در حالى كه كلمهء « أىّ رجلٍ » دلالت بر اين معنا نمىكند . « أىّ رجلٍ » بيانكنندهء قاعدهء عقليّهء « الطبيعة توجد بوجود فردٍ ما » است و اين قاعده در مفاد « جئني برجل » وجود ندارد . بله ، اگر « أىّ رجل » را ذكر نمىكرد ، همان قاعدهء عقليّه ما را به آن معنا راهنمايى مىكرد . البته آن قاعدهء عقليّه نيازى به بيان ندارد ولى گاهى ممكن است مولا احساس كند كه مكلّف توجّهى به آن قاعده ندارد ، بههمينجهت تذكّر آن را لازم مىبيند .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 164
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٦٤