تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
هيئت « لا تفعل » انشاء مىشوند ، خواه در شريعت باشد يا در موالى عرفيه و قوانين . در حالى كه ما ملاحظه مىكنيم گاهى اين تعبيرات در مقام اخبار به كار مىرود ، مثلًا در آيه شريفهء ( قال إنّي اريد أن أُنكِحَكَ إحدى ابنتيّ هاتينِ على أن تأجرني ثماني حجج فإن أتممتَ عشراً فمن عندك ) « 1 » قرآن كريم از قول حضرت شعيب عليه السلام نقل مىكند كه ايشان به حضرت موسى عليه السلام فرمودند : « من مىخواهم يكى از اين دو دختر خودم را به تو تزويج كنم ، در مقابل اين كه هشت سال به عنوان اجير من باشى و اگر دو سال هم به آن اضافه كنى و آن را به ده سال برسانى ، از پيش خود توست . يعنى تفضّلى است كه انجام دادى ولى آنچه ضرورت دارد ، عبارت از هشت سال است » . موسى عليه السلام اظهار داشت : ( أيَّما الأجلين قضيتُ فلا عدوان علىّ ) ، يعنى : هركدام از اين دو مدّت را كه به پايان برسانم ، ظلمى نسبت به من تحقّق پيدا نكرده است . در اينجا ملاحظه مىشود كه كلمهء « أيّ » - در « أيّما » - كه دلالت بر عموم بدلى مىكند ، در جملهء خبريّه به كار برده شده است و اين كاشف از اين است كه دلالت « أيّ » بر بدليت ، هيچ توقفى بر تعلّق حكم - آن‌هم به معنايى كه از ظاهر كلام مرحوم آخوند استفاده مىشود - ندارد . در نتيجه هم اصل عموم و هم اقسام آن ، در رتبهء موضوع و مقدّم بر حكم مىباشند . و هريك از اقسام عموم ، داراى الفاظ خاصّى هستند . البته منافاتى ندارد كه بعضى از الفاظ در مورد ديگرى - به صورت مجاز - استعمال شوند و نيز منافاتى ندارد كه بعضى از الفاظ به صورت مشترك وضع شده باشند ، زيرا ما كه دلالت وضعيّه را ادعا مىكنيم ، نمىخواهيم اشتراك يا مجاز را نفى كنيم ، مشترك لفظى و مشترك معنوى هم حقيقت مىباشند . حقيقت و مجاز هم صحت استعمال دارد .
هامش
( 1 ) - القصص : 27