نظريهء دوّم و سوّم : قول به تداخل و قول به تفصيل
همان گونه كه قبلًا اشاره كرديم ، جماعتى - از جمله مرحوم آقا حسين خوانسارى شارح دروس شهيد اوّل رحمه الله - قائل به تداخل و ابن ادريس رحمه الله قائل به تفصيل شده و معتقد است اگر اسباب متعدّد ، از نوع واحد باشند ، قاعدهء اوّليه اقتضاى تداخل مىكند و اگر از چند نوع باشند ، قاعدهء اوّليه اقتضاى عدم تداخل مىكند . از آنچه در بررسى نظريهء مشهور گفته شد ، معلوم گرديد كه قول دوّم و سوّم وجهى ندارد و حقّ با مشهور است .
تذييل مفهوم شرط « 1 »
آيا در جايى كه جزاء به صورت عام استغراقى باشد ، مفهوم آن به صورت موجبهء جزئيه است يا به صورت سالبهء كليّه ؟ مقدّمه : در ابتداى بحث مفهوم گفتيم : « مفهوم ، عبارت از قضيّهاى است كه اختلاف آن با منطوق ، در سلب و ايجاب است » . مثلًا در قضيّهاى كه جنبهء ايجابى در منطوق وجود دارد - و به تعبير ديگر « 2 » : منطوق ، دلالت بر ثبوت جزاء هنگام ثبوت شرط مىكند - معناى مفهوم اين است كه : هنگام انتفاء شرط ، جزاء هم منتفى است . نفس اين مطلب ، داراى لوازمى است : 1 - خصوصياتى كه در منطوق اخذ شده ، در مفهوم هم بايد اخذ شود . مثلًا اگر مولا بگويد : « إن جاءك زيدٌ فأكرمه يوم الجمعة » ، بايد قيد « يوم الجمعة » را در ناحيهء جزاء در مفهوم نيز اخذ كرده و بگوييم : « إن لم يجئك زيدٌ فلا يجب إكرامه يوم الجمعة » . زيرا منطوق ، « وجوب اكرام در روز جمعه » است و انتفاء آن ، حكم به « عدم
هامش
( 1 ) - اين بحث را مرحوم آخوند مطرح نكرده است .
( 2 ) - كه تعبير مرحوم آخوند و جمعى ديگر است .