تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
وجوب اكرام در روز جمعه » است . 2 - اگر شرط در قضيّهء شرطيّه ، مركّب از دو جزء باشد ، مثل اين كه مولا بگويد : « إن جاءك زيد و سلّم عليك يجب إكرامه » ، در اينجا با توجه به اين كه مفهوم ، عبارت از « انتفاء جزاء هنگام انتفاء شرط است » ما ملاحظه مىكنيم انتفاء شرط داراى دو مصداق است : انتفاء هر دو جزء مركب و انتفاء يكى از اجزاء آن ، زيرا « مركّب ، همان‌طور كه به انتفاء همهء اجزائش منتفى مىشود ، به انتفاء يكى از اجزائش هم منتفى مىشود . در نتيجه مفهوم قضيّهء « إن جاءك زيد و سلّم عليك يجب إكرامه » عبارت از قضيّهء « إن لم يجئك زيدٌ أو لم يسلّم عليك فلا يجب إكرامه » است . در منطوق چون جانب اثبات در كار بود - و جانب اثبات ، جانب انضمام است - با « و » تعبير مىكرديم ولى در مفهوم چون جانب نفى در كار است ، با « أو » تعبير مىكنيم . همان‌طور كه اگر در قضيهء منطوقيه با « أو » تعبير مىكرد ، در قضيّهء مفهوميه بايد با « و » تعبير كنيم . مثلًا اگر مولا بگويد : « إن جاءك زيد أو كتب لك كتاباً فأكرمه » ، در اينجا مولا احد الأمرين را به صورت مانعة الخلوّ به عنوان شرط براى وجوب اكرام قرار داده است . مفهوم اين قضيّه اين است : « إن لم يجئك زيد و لم يكتب لك كتاباً فلا يجب إكرامه » . در نتيجه لازمهء انتفاء اين است كه اگر قضيهء منطوقيه با « و » و به صورت مجموعى مطرح باشد ، قضيهء مفهوميه با « او » تعبير مىشود و اگر قضيهء منطوقيه با « أو » تعبير شد - كه معناى آن كفايت احد الشرطين براى ترتب جزاست - قضيهء مفهوميه با « و » تعبير مىشود . يعنى انتفاء شرط در صورتى مىشود كه هيچ‌يك از دو شرط تحقق پيدا نكند . همان‌طور كه مخالفت واجب تخييرى به اين است كه هيچ‌يك از اطراف آن تحقق پيدا نكند . 3 - اگر جزاء در يك قضيهء شرطيه ، به صورت عام مجموعى بود ، مفهوم آن عبارت از انتفاء حكم مربوط به مجموع ، هنگام انتفاء شرط است . توضيح : عام مجموعى ، مانند مركّب است . مثل اين كه مولا بگويد : « أكرم العلماء » و اكرام مجموع علماء به عنوان يك مطلوب براى مولا باشد ، به گونه‌اى كه اگر ما ، ده