تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
است ؟ آيا مفهوم آن به صورت عام استغراقى منفى خواهد بود - به اين معنا كه اكرام هيچ فردى از افراد عالم واجب نباشد - يا اين كه مفهوم آن « عدم ثبوت وجوب اكرام كلّ عالم » است ؟ و ثابت نبودن وجوب اكرام كلّ عالم ، مىسازد با اين كه بعضى از آنان وجوب اكرام داشته و بعضى وجوب اكرام نداشته باشند . اين مسئله در فقه داراى مصاديق زيادى است . يكى از موارد آن اين است كه آيا آب قليل ، به مجرّد ملاقات با نجاست ، متنجس مىشود ؟ در اينجا روايتى به صورت قضيهء شرطيه وارد شده كه از مصاديق بحث ما مىباشد . آن روايت اين است : « إذا كان الماء قدر كرّ لم ينجّسه شيء » . يعنى وقتى آب به اندازهء كر باشد ، هيچ‌چيز نمىتواند آن را نجس كند « 1 » . حال با توجه به اين كه كلمهء « شىء » نكره در سياق نفى است و نكره در سياق نفى ، مفيد عموم است ، منطوق اين روايت اين است كه « اگر آب به حدّ كر رسيد ، هيچ‌يك از اعيان نجسه و اشيائى كه صلاحيت منجِّسيت دارند ، نمىتوانند در آن تأثير كرده و آن را نجس كنند » . اكنون به سراغ مفهوم روايت مىرويم . در اينجا بين مرحوم شيخ انصارى و مرحوم شيخ محمد تقى ، صاحب كتاب هداية المسترشدين اختلاف واقع شده است : شيخ انصارى رحمه الله مىفرمايد : مفهوم روايت فوق ، عبارت از جملهء « إذا لم يكن الماء قدر كرٍّ ينجّسه كلّ شيء » است . و مراد از « كلّ شيء » عبارت از آن اشيائى است كه صلاحيت منجِّسيت دارند ، كه همان اعيان نجسه مىباشند « 2 » . ولى مرحوم شيخ محمد تقى صاحب هداية المسترشدين مىگويد : مفهوم روايت فوق ، عبارت از جملهء « الماء إذا لم يبلغ قدر كرٍّ ينجّسه شيء » است و « شيء » در
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 1 ( باب 9 من أبواب الماء المطلق ) تذكر : كلمهء « شيء » در روايت ، شامل اشياء طاهر نمىشود ، بلكه مراد اشيائى است كه در آنها صلاحيت منجِّس بودن وجود داشته باشد . ( 2 ) - مطارح الأنظار ، ص 174