تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
مرحوم شيخ انصارى مىفرمايد : چيزى كه ما برآن تكيه داريم و روى آن حساس هستيم اين است كه دو فرد از يك ماهيت نمىتوانند در يك فرد جمع شوند . بله ، اين كه ماهيت‌هاى مختلف در كجا مىتوانند جمع شوند و كجا نمىتوانند جمع شوند ؟ بايد توسط شارع بيان شود . مثلًا در مورد اغسال ، شارع ما را هدايت كرده به اين كه اين عناوين - با وجود اين كه ماهيات مختلفى هستند - ولى قابل جمع مىباشند . به خلاف نماز ظهر و عصر كه قابل جمع نيستند و بايد در ضمن دو وجود تحقّق پيدا كنند . امّا در ارتباط با ماهيت واحد ، شارع هم نمىتواند امكان اجتماع را مطرح كند ، زيرا اجتماع دو فرد از يك ماهيت در يك فرد ، عقلًا محال است و شارع - به عنوان شارع بودن - نمىتواند استحالهء آن را بر طرف كند . اشكال بر كلام شيخ انصارى رحمه الله : ما به ايشان مىگوييم : اين كه « دو فرد از يك ماهيت نمىتوانند در يك فرد جمع شوند » قابل قبول است ولى سؤال اين است كه آيا شما در اينجا اين دو قضيهء شرطيه را چگونه معنا مىكنيد ؟ ظاهر تشبيهى كه شما در اينجا مطرح كرده و ما نحن فيه را به دو فرد از يك ماهيت تشبيه مىكنيد ، اين است كه شما در « إذا بلت فتوضّأ » و « إذا نمت فتوضأ » متعلّق وجوب را عبارت از فرد دانسته‌ايد . يعنى « فتوضّأ » در جملهء اوّل ، به معناى « يجب فرد من الوضوء » و در جملهء دوّم نيز به معناى « يجب فرد آخر من الوضوء » است . سپس مىگوييد : « دو فرد از يك ماهيت نمىتوانند در يك وجود جمع شوند » . در اين صورت به مرحوم شيخ انصارى مىگوييم : اوّلًا : اين مطلب با مبناى شما مخالف است ، زيرا شما در بحث « آيا اوامر و نواهى به طبايع تعلّق دارد يا به افراد ؟ » عقيده داشتيد كه اوامر و نواهى به طبايع تعلّق دارند . پس چرا در اينجا افراد را مطرح مىكنيد ؟