تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
و يكى از طرق اثبات مثل طريق حركت است كه اجسام مطلقا در حركت استكمالىاند و متحرك مستفيد است و مستفيد عادم و فاقد كمال است و نمىتواند محرّك خود باشد زيرا كه محرّك مخرج از نقص بكمال است و معطى كمال واجد كمال است ، پس هرگاه متحرّك محرّك خود باشد لازم آيد كه هم فاقد وهم واجد كمال باشد و اين اجتماع نقيضين است . و يكى از طرق اثبات مثل اين كه جسم و جسمانيّات را شكل و صورتى است و بايد آنها را جامع و مشكّل و مصوّرى باشد و گرنه جسم را صورت وحدت صورت نبندد چنان‌كه در ابتداى اين مبحث معلوم شده است كه تصرّم جوهر مادّه و حركت ذات او مستلزم تضادّ و تلاشى و تفاسد صور جسم و جسمانيات است پس اگر آن را جامع حافظ نباشد به أشكال و صور دل آراى انواع طبيعيّه متشكّل نمىگردد . خلاصه دولت اسم شريف جامع و مصوّر در عالم اجسام بايد بمنصّه ظهور برسد ، و اگرچه علّة العلل و مسبّب الأسباب واجب الوجود قيّم است و لكن كثرات به حكم « الواحد لا يصدر عنه إلّا الواحد » بدون وسائط اسباب پيدا نمىشوند يعنى صورت نمىگيرند و تحقّق نمىيابند چنان‌كه امام به حق ناطق كشّاف حقائق صادق آل محمّد - صلوات اللّه تعالى عليهم اجمعين - فرموده است : « أبى اللّه أن يجري الأشياء إلّا بأسباب فجعل لكلّ شيء سببا و جعل لكلّ سبب شرحا و جعل لكلّ شرح علما و جعل لكلّ علم بابا ناطقا . . . » « 1 » كيف كان چه از طريق قاعده امكان اشرف ؛ و چه از طريق حركت كه مخرج مىبايد ، و چه از طريق شكل و صورت اجسام كه جامع و مصوّر مىبايد ، و چه از طريق ديگر كه در فصل نهم مرحلهء چهارم اسفار محرّر است « 2 » ؛ به حكم سنخيت بين
هامش
( 1 ) . حديث هفتم باب معرفة الإمام و الرد إليه از كتاب حجّت كافى - ج 1 - ص 140 - معرب باعراب اين كمترين حسن حسن‌زاده آملى . ( 2 ) . ج 1 - ص 122 ط 1 ، رحلى ؛ و ص 72 ج 2 بتصحيح و تحقيق و تعليقات اين كمترين حسن حسن‌زاده آملى