سخن كز روى دين گويى چه عبرانى چه سريانى 208
سيه رويى ز ممكن در دو عالم 172
صورت زيرين اگر با نردبان معرفت 102
صورت عقلى كه بىپايان و جاويدان بود 149
صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى 40 ، 98 ، 102 ، 128
عارفان هر دمى دو عيد كنند 175
فذي من المخروط مثل القاعدة 95
فرق و اشكالات آيد زين مقال 109
فرقها بيحدّ بود از شخص شير 110
فمن قائل بالنسخ فالمسخ لائق 54
قضا جمع و قدر تفصيل آنست 160
كان دلير آخر مثال شير بود 103
گرنه كارت دلبرى و غارت و يغماستى 15
لبدن كما بها وقاية 105
مطرب عشق مىنوازد ساز 232
معشوق حسن مطلق اگر نيست ماسواه 53
مقدّم چون پدر تالي چو مادر 46
منبسط بوديم و يك گوهر همه 133
ميان ماه من تا ماه گردون 209
نقشهء دنياى دار هستى آمد اينچنين 15
نيم نانى گر خورد مرد خداى 211
و الحق أن فاض من القدسى الصور 63
و المثل لا مجرّد المثال 124
و عندنا المثال الأفلاطونى 124
هر آن كس را كه ايزد راه ننمود 48
هر سر و قد كه بر مه و خور حسن مىفروخت 216
هزار نقد ببازار كائنات آرند 216
همه عالم صداى نغمه اوست 228 ، 229
همه هستند سرگردان چو پرگار 36
يا واهب العقل لك المحامد 42
دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 260
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٢٦٠