تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
انسان است كه اتمّ و اكمل و أجمع موجودات ديگر است ؛ سپس از آنجا بمرتبهء عقلانى كه انسان عقلى است نه او را بدنى و قلبى و نه رنگى و بويى است ، خلاصه هيچيك از لوازم عالم مادّه در آنجا نيست ، و كلّى سعى دارد و مربّى افراد انسان است ، و همچنين ارباب انواع ديگر مثلا موكّل آب و خاك و هكذا . سپس انسان مثالى و برزخى كه نه بتجرّد مرتبه عقلانى است و نه بتكثّف و تيرگى جسمانى ، بلكه او را بدنى الطف از بدن مادّى است ؛ سپس انسان مادّى كه زيد و عمرو و بكر خارجى در عالم طبيعت باشند . و در اينكه افراد هر نوع متعلّق به ربّ خود مىباشد ربّ النوع مانند مخروطى فرض شود كه رأس آن از جهت جمع و غلبه وحدت در عالم عقلانى است ، و قاعده آن از جهت افراد كثيره ماديه عالم طبيعت در عالم جسمانى است كه همه افراد خارجيه مادّيه قاعده مخروط ربّ النوع خود و وابسته به او مىباشند ؛ مرحوم متأله سبزوارى در شرح منظومه « 1 » گويد :
فذي من المخروط مثل القاعدة * و ذاك نقطة لكلّ واجدة

اثبات مثل از قاعده امكان اشرف

در اثبات مثل از قاعده امكان اشرف كه موروث از فيلسوف اول ارسطو است مىتوان پيش آمد . حكيم صدر المتألهين در فصل هفتم موقف نهم اسفار « 2 » فرمايد كه شيخ اشراق در تأسيس اين قاعده إمعان شديد إعمال كرد و در همه كتابهايش اين قاعده را در اثبات عقول و مثل نوريه يعنى ارباب انواع به كار برده است . مفاد امكان اشرف اين است كه هرگاه در قوس نزولى ممكن أخسّ از بارى تعالى
هامش
( 1 ) . ج 3 - ص 712 بتصحيح و تحقيق و تعليقات نگارنده ( 2 ) . ط 1 ج 3 - ص 164