تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
نوريه ناميده‌اند ؛ و آن صور حقائق متأصله‌اند كه نسبت آنها به اين صور حسيّه داثر نسبت اصل به مثال و شبح است . و همانا كه آن مثل نوريّه أصول اين اشباح كائنه و متجدّده‌اند ، زيرا كه آن مثل نوريه فاعل و غايت و صورت اين اشباح كائنه متجدّده نيز بوجهى مىباشند زيرا كه آن اصول أعلى عقليّات بالفعل‌اند ، و اين اشباح كائنه متجدّده خالى از قوّه و امكان نيستند ( انّ لكلّ طبيعة حسيّة فلكية أو عنصرية طبيعة أخرى في العلم الإلهي و هي المثل الإلهيّة و الصور المفارقة و هي صور ما في علم اللّه . . . ) . تبصره : گمان نشود كه اين كلام صدر المتألهين در جواهر و أعراض اسفار همان است كه معلم ثانى در جمع بين الرأيين فرموده است ، زيرا كه خلاصه گفتار معلّم اين است كه إن للموجودات صورا في علم اللّه تعالى باقية لا تتبدّل و لا تتغيّر ؛ و صدر المتألهين فرمود : « و هي صور ما في علم اللّه » يعنى چنان‌كه ارباب انواع مثالهاى افراد انواع طبيعيّة مادون خوداند ، مثالهاى ما فوق خود كه أسماء و علم حق تعالى است نيز مىباشند ؛ ولى فارابى مىگويد كه مثل همان صور علميّه در ذات حق‌اند . و ديگر اين كه صدر المتألهين فرمود : مثل نوريه فاعل و غايت و صورت أشباح كائنه متجدّده‌اند ، كلامى بسيار شريف و لطيف است ؛ و بيانش بطور اجمال و اشاره اين‌كه : چنان كه مفارقات عقليه منشي و فاعل اين اشباح كائنه‌اند همچنين مخرج آنها از نقص بكمالند ، يعنى آنها را بسوى خود مىكشانند پس غايات اشباح‌اند . انسان اينجا را كه در حركت و استكمال است انسان سيّال مىگويند ؛ و آن انسان را كه فرد نورى عقلى و غايت و مخرج و ربّ النوع است انسان ثابت و آدم أوّل . حضرت وصي امام امير المؤمنين علي عليه السّلام فرمود : أنا آدم الأول . و چون اشباح كائنه ذاتا در تجدّد و تصرّم‌اند بقاء و ثبات براى آنها نيست ، پس آن‌كه حقيقت صور نوعيه باقى و ثابت است همان صور مفارقه‌اند كه جهت وحدت آنها و مصوّر و جامع و حافظاند ، و اللّه من ورائهم محيط . متألّه سبزوارى در اوّل