صفّين « 1 » از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده است كه « قال عليه السّلام : ليس من أحد إلّا عليه من اللّه حفظة يحفظونه من أن يتردّى في قليب أو يخرّ عليه حائط أو تصيبه آفة ، فإذا جاء القدر خلّوا بينه و بينه » .
و قريب به همين مضمون در وافى « 2 » ، و ابن قتيبه در امامت و سياست « 3 » از آن جناب روايت كردهاند .
جناب آخوند ملّاصدرا - قدّس سرّه - در اواخر مرحله چهارم اسفار پس از بيان مطالبى در موضوع مثل فرمود : پس سزاوار اين است كه كلام اوائل حمل شود بر اين كه هر نوعى از انواع جسمانيه را فردى كامل تامّ در عالم إبداع است كه فرد أصل و مبدأ است ، و ديگر افراد آن نوع فروع و معلول و آثار اويند ، و آن فرد كامل تام از جهت تمام و كمالش احتياج به مادّه و محلّى كه متعلّق به آن باشد ندارد ، بخلاف سائر افراد كه بعلّت ضعف و نقصشان احتياج بمادّه در ذاتشان يا در فعلشان دارند و دانستى كه اختلاف افراد نوع واحد بحسب كمال و نقص جائز است . . . ( فالحريّ أن يحمل كلام الأوائل على أنّ لكلّ نوع من الأنواع الجسمانيّة فردا كاملا تامّا في عالم الإبداع . . . ) « 4 » .
و نيز آن جناب أعنى صدر المتألهين - رضوان اللّه عليه - در فصل دوم فن پنجم جواهر و اعراض اسفار « 5 » فرموده است : همانا كه هر طبيعت حسيّه فلكى يا عنصرى را ، طبيعت ديگرى در عالم إلهى است كه آنها مثل إلهيّه و صور مفارقهاند ، و همانا صور آنچه كه در علم اللّه است مىباشند ؛ و كأنّ همين صور را افلاطون و شيعه او مثل
هامش
( 1 ) . ط ناصرى - ص 128
( 2 ) . ج 3 - ص 54
( 3 ) . ج 1 - ص 62
( 4 ) . ط 1 ، اسفار - ج 1 - ص 124 - ، و ج 2 - ص 81 بتصحيح و تعليقات اين حقير حسن حسنزاده آملى
( 5 ) . ط 1 ، رحلى - ج 2 ، ص 161