تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
و كتب پهلوى بعد ، بسى دلايل و براهين در باب بي زوالي روان آمده است ، و حق است زيرا اعتقاد در اين تعليم واجب و اصل اساس موادّ اخلاقى و روحانى است » . اين كمترين مؤلف رساله حسن حسن‌زاده آملى گويد كه : قرآن حكيم در چند آيت اين اعتقاد را امضاء فرموده است ، چه اين معيار حق نيامده است تا عقائد حقه را رد كند بلكه يكى از وجوه حسن بعثت ، معاضدت عقل و امضاى احكام ناصع و خالص آنست ، اگرچه بقول خواجه حافظ - رضوان اللّه عليه :
هزار نقد ببازار كائنات آرند * يكى بسكّه صاحب عيار ما نرسد
و يا بقول ديگرى :
هر سر و قد كه بر مه و خور حسن مىفروخت * چون تو درآمدى پى كار دگر گرفت
قائلين بتجرّد نفس ناطقه ، و اتحاد مدرك و مدرك ، تجسّم اعمال را ظهور و بروز ملكات نفسانى بصورى كه مناسب با اقتضاى جبلّى آن ملكات است مىدانند و تجسّم را تعبير اكثرى متكلّمين ؛ و به مبناى اينان تمثّل صواب است نه تجسّم . و تجسّد اعراض كه نيز اكثرى متكلّمين برآنند در حقيقت تمثّل همان ملكات مىدانند كه جنبه ملكوت و إلهي اعمال كه نورآور و اشتداد وجودى دهنده و انسان ساز است . علم و عمل جوهرند نه عرض بلكه على التحقيق فوق مقوله‌اند ؛ و برخى از آيات قرآنى و احاديث بسيار از اهل بيت عصمت و وحى در اين موضوع بتمثّل و قريب به آن روايت شده است ؛ و از آن جمله اين چند مورد است كه با ذكر مصادر و مآخذ آن نقل مىكنيم : در يك آيه و چند روايت لفظ مثل و مشتقات آن به كار برده شد كه برخى به تمثّل روح و ملك ، و برخى به تمثّل سفراى إله ، و برخى از آنها بتمثل قرآن ناطق است ، و ظاهرا متكلّمين از مطلق تمثّل تعبير به تجسّم مىكنند ، و
دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 215 | حسن حسن زاده آملى