سماواتها هور قليا ، و عنصرياتها و مدنها جابرسا و جابلقا .
از اهل بيت عصمت و طهارت أحاديث بسيار روايت شده است كه به ظاهر دلالت دارند بر اينكه ارواح سعداء و اشقياء را پس از اين نشأه أماكنى مخصوص است و آن اماكن بنامهائى موسوم : سعداء را مدائن نور ، و اشقياء را واديهاى عذاب چون وادى برهوت است . البتّه شايسته است كه در آنها دقّت و تأمل شود ، خداوند سبحان توفيق فهم حقايق را عطا فرمايد .
خلاصه سخن در اين است كه آيا اين احوال تمثّلات ملكات است كه مثل معلّقه متّصلهاند ، و يا آن ابدان و صور روحانى در وعاى خارج متحقّقاند كه مثل معلّقه منفصلهاند ؟ مثلا مرحوم اعتماد السلطنة در « مآثر و آثار » در شرح حال عارف نامور آقا محمّد رضاى قمشهاى آورده است : « نزديك نزع با خواصّ خود گفته بود كه آيا اسب سفيدى را كه حضرت صاحب عليه السّلام براى سوارى من فرستادهاند ديديد ؟ » « 1 » .
اين واقعيّت را كه آن جناب مشاهده كرده است بايد گفت كه آيا در حال انصرافش از اين نشأه در عالم مثال اكبر مىبيند ، و يا تمثّل ملكه ولايت و ارادت او به اهل بيت وحى در صقع ذات خود او است ؟ و نظير اين واقعه در روايات وقايع شگفت نقل شده است كه در همه آنها اين سؤال پيش مىآيد ؛ و رسالهء ما به نام « انسان در عرف عرفان » شايد راهنما و كارگشايى در اين مسائل بوده باشد ؛ و اللّه سبحانه فتّاح القلوب و منّاح الغيوب .
آن كه مرحوم محقّق لاهيجى در گوهر مراد فرمود : « و اين جماعت تصحيح معاد جسمانى به اين كنند . . . » در اين مقام چند مطلب را كه بسيارى از متكلّمين بدان رفتهاند بطور اطلاق به قائلين عالم مثال منفصل نسبت داده است ؛ بدان كه اغلب متكلمين معاد جسمانى را با بدن مثالى به اين معنى كه اين جماعت قائلاند قائل
هامش
( 1 ) . ط 1 ، رحلى - ص 164