تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
كه زبانش بند آيد تا از ديده مردم بيفتد . معاويه به حسن گفت : اى فرزند برادرم توقّع آنست كه بر منبر روى و خطبه بخوانى و مردم را به صلح إخبار كنى ؛ پس بر منبر رفت بعد از ستايش خدا و درود بر پيمبرش صلّى اللّه عليه و سلم گفت : اى مردم اگر شما از جابرس تا جابلق بنگريد پسر پيغمبرى جز من و جز برادرم نمىيابيد و من چنين صواب ديدم كه بين أمّت محمّد صلّى اللّه عليه و سلم اصلاح كنم ، و من سزاوارترشان به اين امرم ، بدانيد ما با معاويه بيعت كرديم ؛ آنگاه شروع كرد به گفتن
وَ إِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ
« 1 » و معاويه شروع كرد به گفتن : فرودآ ، فرودآ . اين بود گفتار ياقوت كه به اختصار در تعريف جابرسا و جابلقا نقل بترجمه كرده‌ايم ؛ و به تفصيل در عين اليقين جناب مولى محسن فيض - قدّس سرّه - مذكور است « 2 » . و حديث در جوامع روائى از جمله در دهم بحار « 3 » به وجوه ديگر نيز روايت شده است ، يكى به اين صورت : « أيها الناس انكم لو التمستم في ما بين المشرق و المغرب . . . » ؛ و ديگر به اين صورت : « لو طلبتم بين جابلق و جابرس . . . » بيان : در تمثيل از كثرت دورى و يا نهايت تفاوت و فاصله و يا استيعاب و استغراق در اماكن ، گاهى زمين تا آسمان در نظر گرفته و مثلا گفته مىشود :
ميان ماه من تا ماه گردون * تفاوت از زمين تا آسمان است
و گاهى مشرق تا مغرب چنان‌كه شيخ عطّار فرمايد :
ز مشرق تا به مغرب گر امام است * على و آل او ما را تمام است
و گاهى دو مشرق و دو مغرب ، زيرا كه بسيارى از آفاق را به لحاظ طلوع و غروب شمس دو مشرق و دو مغرب نهايى است يكى در نهايت سعه شرقى يا غربى شمالى و
هامش
( 1 ) . الأنبياء : 112 ( 2 ) . چاپ رحلى - ص 288 ( 3 ) . ط كمپانى - ص 115