ما ظاهر شوند ؛ و كذلك الصور التي يراها الإنسان في المنام ، و ملائكه و جنّ و شياطين از موجودات عالم مثال باشند كه در مظهر هوا يا آب براى جماعتى ظاهر شوند .
و از حكماى أقدمين منقول است كه « إن في الوجود عالما مقداريا غير العالم الحسّي لا تتناهى عجائبه و لا تحصى مدنه ، و من جملة تلك المدن جابلقا و جابرسا و هما مدينتان عظيمتان لكلّ منهما الف باب لا يحصى ما فيهما من الخلائق » .
و اين جماعت تصحيح معاد جسمانى به اين كنند ، و بهشت و دوزخ و زمين قيامت را از موجودات عالم مثال دانند ، و تجسّم أعراض و تجسد أعمال در اين عالم صورت تواند بود ( صورت تواند بست - خ ل ) ؛ و جمعى از قائلين بحشر جسمانى روح انسانى را در مدّت بعد از موت و قبل از بعثت كه آن را برزخ گويند واقع در اين عالم مثال دانند ، و احاديثى كه اشاره به آن شده مؤيد اين تواند بود .
و اين عالم مثال غير مثل افلاطونيه است كه قائل است افلاطون به آن ؛ چه مثل افلاطونيّه عبارتست از صور علميّه كلّيه مجرّده از مادّه و جميع غواشى ماديّه قائمه بذات خود نه بذات عالم و نه به موضوعى ديگر ؛ و نزد افلاطون علم واجب تعالى بما سوى به آن صور است . و اين مذهب ثالثى است در علم واجب غير از علم حصولى و حضورى .
و موجودات عالم مثال صور جزئيّهاند كه مجرّداند از مادّه نه از غواشى مادّيه ، بلى عالم مثل افلاطونى شبيه است بعالم مثال از اين جهت كه اين صور خياليه قائم بذات است و آن صور عقليه قائم بذات .
و بالجمله قول بعالم مثال مخصوص اشراقيين و متصوّفين است و در اثبات اين دعوى مستند بمكاشفهاند . و پوشيده نيست كه غايت كشف بر تقدير صحّت مشاهده اين صور است أمّا حكم به اين كه اين صور مذكوره قائماند به ذوات خود نه به مدركي از مدارك علويه سماويه ، و موجودند در خارج جميع مدارك صادر نتواند شد
دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 205
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٢٠٥