اخبار هم بر ظاهر خود باقى است و محتاج به تاويل نيست و امساك فيض هم لازم نمىآيد ؛ جناب مولا صدرا در اين موضوع رسالهاى جداگانه بنام « رساله حدوث » نوشته است ؛ و در فن پنجم جواهر و أعراض اسفار « 1 » ، و در مفتاح دوازدهم مفاتيح در حدوث عالم جسمانى و دثور آن بتفصيل بحث كرده است .
حدوث زمانى بنا بر حركت جوهرى اختصاص بعالم جسمانى دارد و در مفارقات صادق نيست ، و متكلمين عالم را مطلقا حادث بحدوث زمانى يعنى مسبوق بعدم مقابل مىدانند .
و ديگر اينكه متكلّم يك عالم حادث قائل است و حركات را أعراض مىداند ، و به نظر وى تغيّر و تبدّل فقط در صفات عالم جارى است ؛ و بنا بر حركت جوهرى جواهر و اعراض عالم طبيعت در سيلان است و هر لحظه عالمى جديد إنشاء مىشود ،
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
، چنانكه عارف نيز گويد كه تكرار در تجلّى نيست ، فما في الحضرة الإلهيّة لاتّساعها شيء يتكرّر اصلا هذا هو الحق الّذى نعوّل عليه « 2 » .
حكيم سنائى گويد :
عارفان هر دمى دو عيد كنند * عنكبوتان مگس قديد كنند
و ديگرى گويد :
بيزارم از آن كهنه خدايى كه تو دارى * هر لحظه مرا تازه خداى دگرستى
متأله سبزوارى بر اساس متين أهل اللّه قائل بحادث اسمى شده است و آن را در بند اول شرح اسماء « 3 » در بيان اسم قديم ؛ و در غرر نخستين فريده سوم از مقصد
هامش
( 1 ) . ط 1 رحلى - ص 486
( 2 ) . آخر فص شيثى فصوص الحكم - ط 1 ، چاپ سنگى - ص 117
( 3 ) . ط 1 چاپ سنگى - ص 16