تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ
« 1 » . اينان - أعنى حكماى إلهى - فيض حق را دائم و قديم مىدانند كه در هيچ امتدادى موهوم و برهه‌اى از آن امساك فيض نشده است زيراكه تخلف معلول از علّت تامّه به حكم صريح عقل صحيح غلط است . حدوث ذاتى مسبوق بودن وجود شيء به ليسيّة ذاتيّه است و از آن تعبير به عدم مجامع و امكان ذاتى نيز مىكنند ؛ امكان ذاتى لازم ماهيّت آنها است كه ماهيّت در مقام ذاتش امكان دارد يعنى نسبت به وجود و عدم لا اقتضاء است ، و بقول شيخ رئيس : الممكن من ذاته أن يكون ليس و له من علّته أن يكون أيس ؛ شيخ شبسترى گويد :
سيه رويى ز ممكن در دو عالم * جدا هرگز نشد و اللّه أعلم
در دعاى پنجاه و دوم صحيفه كامله سجّاديه ، حضرت امام زين العابدين و سيّد الساجدين علي بن الحسين عليه السّلام مىفرمايد : أو كيف يستطيع أن يهرب منك من لاحياة له إلّا برزقك ؟ ! يعنى چگونه مىتواند از تو بگريزد آن كه بى روزى تو زنده نماند ؟ ! . جناب معلّم عصر حضرت علّامه ذو الفنون استادم حاج ميرزا ابوالحسن شعرانى - رفع اللّه درجاته - در تعليقاتش بر صحيفه ياد شده مترجم آن جناب در اين مقام به همين نكته عليا كه بيان كرده‌ايم سؤالى را در پيرامون فرمودهء امام عليه السّلام جواب مىدهد كه : « اگر گويى همه چيز محتاج به غذا و روزى نيست مانند سنگ و جمادات ديگر ؟ گوييم وجود امكانى همچنان كه در آغاز وجود محتاج به خدا است در بقاء نيز محتاج است مانند نور خورشيد به خورشيد كه اگر لحظه‌اى نور خورشيد قطع شود جهان در ظلمت فرو مىرود ، همچنين اگر فيض خداوند يك لحظه بعالم نرسد هر
هامش
( 1 ) . سوره فاطر : آيه 42