تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
حيّ و له شعور فلا بأس أن يودّع و يخاطب بعالمه هذا . ترجمه عبارت سيّد أجلّ و ميرزا جواد آقا ملكى - رضوان اللّه تعالى عليهما : مرحوم سيّد گويد : اگر كسى پرسد كه وداع ماه مبارك رمضان چه معنى دارد و حال اين‌كه شخص زنده‌اى كه مخاطب واقع شود و بدانچه كه با زبان به او گفته مىشود تعقّل كند نيست ؟ ! در پاسخ گوييم : بدان كه عادت خردمندان پيش از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم و با او و پس از وى اين بود كه ديار و أوطان و شباب و أوقات صفاء و أمان و احسان را به بيان مقال خطاب مىكردند ، و اين حادثه‌اى است به لسان حال ، و چون ادب اسلام آمد آن را إمضاء كرده است و قرآن بدان ناطق است چنان‌كه حق جلّ جلاله مىفرمايد :
يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ
، پس خداوند اخبار فرمود كه جهنّم بمقال جواب مىدهد ، و اين اشارت بلسان حال است ؛ و در اين موضوع آيات قرآنى و كلمات نبيّ و أئمّه و اهل تعريف بسيار است نياز به اطاله در جواب نيست ؛ و ماه مبارك كه اهل اسلام و ايمان بدان عنايت دارند و در نزد ايشان افضل از صحبت ديار و منازل و انفع از اعيان و امثال است دواعى لسان حال اقتضاء كرده است كه آن را در هنگام فراق و انفصالش وداع كنند . مرحوم ملكى گويد : اگر در وداع زمان اشكال برايت پيش آيد كه زمان از قبيل موجود زنده با شعور قابل صحبت و توديع نيست بجواب سيّد - قدّس سرّه - در اقبال بنگر ، و اگر از آن جواب قانع نمىشوى به اين گفتار ما گوش فرا ده : بدان كه زمان و مكان و ساير اشياى بيجان اگرچه در اين عالمشان و به اين صورشان شاعر نيستند ولى همه آنها را در بعض عوالم عاليه حيات و شعور و نطق و بيان و حبّ و بغض است چنان‌كه اخبار بسيارى كه در احوال عوالم برزخ و قيامت آمده است ، و همچنين مكاشفات اهل كشف كاشف اين مطلب است زيرا آنچه در اين عالم وجود مىيابد آنها را در عوالم ديگرى كه بحسب وجود سابق بر اين عالم‌اند وجودى است ، و
دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 169 | حسن حسن زاده آملى