تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
و أمّا القدر فهو عبارة عن وجود صور الموجودات في عالم النفسى السماوى على الوجه الجزئى مطابقة لما في موادّها الخارجيّة الشخصيّة مستنده إلى اسبابها و عللها واجبة لازمة لأوقاتها المعيّنة و أمكنتها المخصوصة و يشملها القضاء شمول العناية للقضاء « 1 » . بحث قضاء به همين قدر در اين مقام كفايت است كه غرض امتياز بين قضاى علمى و قضاى عينى در كلام مرحوم جناب مير محمّد باقر داماد است . حالا كه به قضاى علمى آشنا شديم ببيان گفتار مير بپردازيم : در نظر بگيريد يك سلسله قضايا و قواعد متمكن در انسان را آنچنان كه در وعائى ما وراى خارج تقرّر دارند و قضاى علمىاند همان قضايا يكبارگى و كلّى در بيرون از ذات انسان حصول يابد اين جمله و مجموع صور كلّيه علميه متقرّر در وعاء خارج باز قضاء است نه قدر زيرا قضاء كه حكم جملگى كلّى است چه تفاوت كه در آن وعاء علم متحقق باشد و يا در اين وعاء خارج ؛ لذا مرحوم مير حصول قضاى بنحو اخير أعنى در وعاء خارج را قضاى عينى مىگويد در قبال قضاى علمى . پس از آن مير گويد : مادّيات در افق زمان مسبوق بماده‌اند يعنى مادّه بر آنها مقدم است ، أما در قضاى عينى كه وجود جمعى و جملگى موجودات است مادّه بر آنها مقدّم نيست بلكه مادّيات و موادّشان در يك درجه‌اند و معيّت وجودى دارند و در نزد عليم حق ثبوت حضورى ، و به اين اعتبار و لحاظ كه قضاى عينى است گفتيم سبق ماده بر مادّيات مسلوب است كه از اين حيث حكم مجرّدات را دارند و احكام ماده از آنها مسلوب است اگرچه به لحاظ وجود قدرى و زمانى مادّى و هر يك مسبوق بمادّه‌اند . أما آن كه وعاى قضاء عينى را تعبير بدهر فرمود ، دهر به اين معنى كه مير تعريف
هامش
( 1 ) . اسفار - اوّل فصل 13 موقف ثالث - ط 1 رحلى - ج 3 - ص 64