تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
شيء إلّا عندنا خزائنه و ما ننزّله إلّا به قدر معلوم » و الجوهر العقلية و ما معها موجودة في القضاء و القدر مرة واحدة باعتبارين ، و الجسمانية و ما معها موجودة فيهما مرّتين » . مراد از آنچه كه با جواهر جسمانيه است اعراض است . و دوبار وجود داشتن اين جواهر يك بار در عقل است كه قضاء است ، و يك بار در مادّه كه قدر است . و در قضاء كه عالم عقلى است صور جميع موجودات كلّى و جزئى از اين حيث كه معقول‌اند حاصل است ، و در پيش دانسته شد كه جزئيات مادّى در وعاء عقل كلّىاند ، و دوبار وجود داشتن آن‌ها يكى وجود ازلى آنها است كه قضاء است ، و ديگر وجود لا يزالى آنها كه مفصّلات قدرى در عالم مادّه است . و مراد از آنچه كه با جواهر عقليه است ظاهرا امكان فقرى نورى و صفات كماليه نوريه است كه عين جواهر عقليه‌اند زيرا كه در مفارقات عقليه أعراض و ديگر صفات زائد و خارج از ذات نيست . و آن كه فرمود جواهر عقليه در قضا و قدر يك بار موجودند به دو اعتبار ، از اين رو است كه آنها چون قدر به دو نحو موجود نيستند بلكه به يك نحو موجود ازلىاند اگرچه علم عنايى شامل آنها است چنان كه آنها شامل قدراند ؛ و دو اعتبار يكى مجمل است و ديگر مفصّل كه باعتبار مجمل قضا و باعتبار مفصّل قدراند ، يعنى در حقيقت جواهر عقليه قضايشان قدر آنهاست كه هم قضايند و هم قدراند كه باعتبار اجمال قضاء و به اعتبار تفصيل قدراند . تحقيق بيشتر در قضاء و قدر را از إلهيّات اسفار طلب بايد كرد : و أمّا القضاء فهى عندهم عبارة عن وجود الصور العقلية لجميع الموجودات فائضة عنه تعالى على سبيل الإبداع دفعة بلا زمان لكونها عندهم من جملة العالم و من أفعال اللّه المبائنة ذواتها لذاته ، و عندنا صور علمية لازمة لذاته بلاجعل و تأثير و تأثر و ليست من اجزاء العالم اذ ليست لها حيثيّة عدميّة و لا امكانات واقعية ، فالقضاء الربّانيّة و هي صور علم اللّه قديمة بالذات باقية ببقاء اللّه .