تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
مقدار نظام أحسن صورت نمىگيرد لذا فرمود :
وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
، و كلمه معلوم خود شاهد است كه قدر بفتح دال است و گرنه به سكون آن نامعلوم است . وعاء قضا و تقرّر او فوق قدر و وراى آنست ، مثلا قضايا و قواعد كلّيه‌اى را كه انسان تحصيل كرده است قضاءاند ، و آنچه بر طبق آنها در وقايع و حوادث جزئيه و در اطوار بروز و ظهور آثارش مشاهده مىشود هريك قدر آن قضاهايند ، پس قضا علم است و قدر عين ، و وعاء تحقّق هر يك معلوم . در بند پنجم « دفتر دل » آمده است :
قضا جمع و قدر تفصيل آنست * خزائن جمع و اين تنزيل آنست
قضا علم إلهى هست و حشر است * قدر فعل إلهى هست و نشر است
و ليكن علم و فعلى گاه بينش * چو ذات او بود در آفرينش
قضا روح و قدر باشد تن او * گل او گلبن او گلشن او
و به تعبيرى كه جناب خواجه طوسى در شرح فصل بيست و يكم نمط هفتم اشارات كه بحث در احاطه حق تعالى بكل و بيان قضا و قدر است افاده فرموده است كه : قضاء عبارت از وجود مجتمع و مجمل جميع موجودات در عالم عقلى بر سبيل ابداع است ؛ و قدر عبارت از وجود تفصيلى آنها در موادّ خارجيشان بعد از حصول شرايط ، يكى پس از ديگرى است چنان‌كه در تنزيل آمده است :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
« 1 » . و پس از آن خواجه فرمود كه : جواهر عقليه و آنچه با آنها موجود است در قضاء و قدر يك بار وجود دارند به دو اعتبار ، و جواهر جسمانيه و آنچه با آنها است دوبار در قضاء و قدر وجود دارند . « اعلم أنّ القضاء عبارة عن وجود جميع الموجودات في العالم العقلى مجتمعة و مجملة على سبيل الإبداع ، و القدر عبارة عن وجودها في موادّها الخارجية بعد حصول شرائطها مفصّلة واحدا بعد واحد كما جاء في التنزيل في قوله عزّ من قائل : « و إن من
هامش
( 1 ) . سوره حجر : آيه 21
دو رساله مثل و مثال (فارسى) — صفحة 160 | حسن حسن زاده آملى