تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 1 » . اين كريمه
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
مثل كريمهء :
إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ
« 2 » است كه دال است فقط ذات حق خالقى اين چنين است ، و آن آيه نيز مىفرمايد كه فقط ذات حق جاعلى آن چنانست در كلمه « انى » تدبر به سزا لازم است ، و همچنين در كلمه « انّى » و مضاف و مضاف اليه كلمه عهدى اين آيه كريمه :
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
« 3 » . و نيز بدان كه ولايت به حسب رتبت اعلى و ارفع از رسالت و نبوت است چون ولايت باطن نبوت و رسالت است و نيل به اين دو مبتنى بر ولايت است . مفاد اين سخن نه اين است كه ولى مطلقا اعلى از رسول و نبى است بلكه مراد اين است كه ولايت رسول اعلى از رسالت او است ، و همچنين ولايت نبى اعلاى از نبوت او است ، زيرا ولى متبوع مثلا خاتم صلّى اللّه عليه و إله و سلم به حسب ولايت افضل از تابعانش است ، چه مفضول غير متبوع است و افضل غير تابع ، هرچند يك شخص كه نبى است از آن حيث كه ولى است افضل است از آن حيث كه نبى است نه اين كه ولى تابع ، افضل از اوست ، فافهم . ولايت نبى جنبه حقانى و اشتغال به حق تعالى است ، و نبوت او وجههء خلقى دارد كه توجه نبى به خلق است و شك نيست كه اولى اشرف از دومى است چه آن ابدى است به خلاف اين كه منقطع است . رسول و نبى از اسماء اللّه نيستند ولى ولى از اسماء اللّه است ، لذا ولايت منقطع نمىگردد به خلاف رسالت و نبوت . يوسف صديق عليه السّلام فرمود :
هامش
( 1 ) بقره / 30 . ( 2 ) ص / 72 . ( 3 ) بقره / 120 .