لا اجماع ، و أما القياس فلا أقول به و لا اقلد فيه جملة واحدة فما أوجب اللّه علينا الاخذ بقول أحد غير رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلم .
شيخ عربى در اين مقام مطابق مذهب طائفهء اماميه سخن گفته است و كلمات دال بر شيعهء اثنا عشريه بودن وى در كتب و رسائلش بسيار است ، و از جمله دلائلى كه بر شيعه بودن وى احتجاج آوردهاند همين سخن او در رأى و قياس است كه نقل كردهايم . علماى تسنن در اجراى احكام شرعيه دليل قياس را در مقابل كتاب و سنت و اجماع ، برهان مستقل دانسته عمل بر مقتضاى آن را متبع شمارند ، از آنجائى كه عقيدهء شيخ مخالف اعتقاد علماء جماعت بوده بر اين معنى انكار بليغ آورده مىگويد : « عمل نمودن بر رأى خود بدون دليل شرعى اگر جائز بود براى حضرت ختمى مرتبت كه منزلت و مقام عصمت داشت مجوّز مىشد با آنكه رأى شريف آن حضرت مسلما از احتمال زلّت ، معصوم است خداى تعالى وى را در متابعت رأى خود به خطاب يا ايها النبى لم تحرم عتاب فرمود پس در اين صورت متابعت قياس كه در واقع رأى بدون دليل است أحدى را مجوز نخواهد بود » .
و ما در رسالهء امامت كه در مجلد ثانى تكمله منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغه آن را درج نمودهايم ، فى الجمله در نهى از عمل به قياس بحث كردهايم و رواياتى از اهل بيت عصمت و وحى نقل نمودهايم و بعضى از مطالب عقليه از آنها استفاده كردهايم « 1 » .
و بدان چنان كه جز حق تعالى كسى حق تشريع ندارد ، همچنين حق تعيين امام كه خليفه اللّه است با حق تعالى است و جز خداوند سبحان أحدى حق تعيين خليفه را ندارد ، چنان كه فرمود :
هامش
( 1 ) تكمله منهاج البراعه ، ج 2 ، ص 98 .