سخن راندند و از اهل بيت وحى نيز به معاضدت برهان و وجدان آن بزرگان ، و امضاى حكم عقلى و شهود عرفانى ايشان رواياتى چند صادر شده است .
عالم ماده امكان استعدادى دارد و موجود مادى كه بخواهد به كمال خود برسد به تدريج نائل بدان مىشود و از مرتبهء نازله بسوى مرتبهء كامله يعنى از نقص به كمال و از قوهء محض بسوى كمال مطلق رهسپار مىگردد ، و همين كه دمبدم هرگونه استعداد مىيابد به فراخور آمادگى خود فيض مىگيرد كه محال است مستعد قابل بالفعل محروم بماند .
از جانب فياض على الاطلاق هيچگونه امساك نيست و در افاضهء خود حالت منتظره ندارد و گرنه در علّيت خود تامّه و در كمالات وجودى خود به فعليت محضه نخواهد بود و حال اينكه واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهات است پس فيض على الدوام فائض است و آنچه براى ممكن به امكان عام است در آن مقام واجب الوجود بالذات بوجوب و فعليت محضه است .
حال اگر قابل هم در قابليّت تامّ باشد براى گرفتن حقائق و علوم هيچ حالت منتظرهاى براى او نخواهد بود . بنابراين صاحب روح قدسى و مؤيّد به روح القدس كه غنى در مقابل غبىّ است محل قابل كامل در قبول دارد . لذا چنين روحى بايد مظهر و مصداق تام اسماى تعليمى و تكوينى علم آدم الاسماء كلها باشد ، كه هم فاعل در فاعليّت تامّ است و هم قابل در قابليّت .
انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 164
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٦٤