تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ
هيچ‌كس را دو تشخص نيست ، بلكه اين ارواح شعب و فروع و شئون يك حقيقت‌اند ، حقيقتى ممتد كه يك جانب آن به نشئهء عنصرى است و جانب ديگر آن تا به بطنان عرش است انّ لكلّ بدن نفسا واحدة ، الخ « 1 » . و سخن عمده اين است كه بروح القدس عرفوا ما تحت العرش الى ما تحت الثرى ، و روح القدس لا يلهو و لا يلعب و لا ينام و لا يغفل و لا يزهو . اين اوصاف روح القدس را كه معرف مقام انسان كامل و علامات اويند اهميت بسزا است .

مراتب انسانها از غبى تا غنى

شيخ رئيس در فصل مذكور در اثبات قوهء قدسيه و امكان وجود آن گويد : [ نقل به ترجمه ] ( تنبيه : شايد زيادتى دلالت بر قوهء قدسيه و امكان وجود آن خواسته باشى ، پس بشنو : آيا نمىدانى كه حدس وجود دارد و انسان را در آن و در فكر مراتب است : بعضى غبىّاند كه به هيچ رادّه‌اى به فكر بازگشت نمىكند ، و بعضى را تا اندازه‌اى زيركى هست و به فكر تمتع مىيابد ، و بعضى تيزذهن‌تر و زيرك‌تر از آن است و او را به حدس برخورد و دريافتى در معقولات است و اين تيزى ذهن در همه يكسان نيست بلكه بسا اندك است و بسا بسيار و چنان كه در جانب نقصان منتهى به عدم الحدس مىشود پس يقين دان كه در جانب زيادت ممكن است حدس منتهى به غنى شود كه در اكثر احوالش از تعلم و فكر غنى باشد ) . اين فصل در نسخ مطبوعه مصدّر به اشارة است ولى مطابق چند نسخه مخطوط مصحّح به تنبيه عنوان شده است كه شيخ هر حكمى را در اثبات آن احتياج به برهان است آن فصل را به اشاره مصدّر نمود ، و هر فصلى كه در اثبات حكم آن
هامش
( 1 ) اسفار ، ط 1 ، ص 32 ، ج 4 .