تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
اعنى انسان كامل است كه آخر مظاهر است و از اينجا غرض و سرّ ياد شده حاصل گردد ، فافهم . فيض الهى منقسم به اقدس و مقدّس است و مقدس مترتب بر اقدس است ، كه اقدس عبارت از تجلّى حبى ذاتى موجب وجود اشياء و استعدادات آنها در حضرت علميه است چنان كه خود فرمود : كنت كنزا مخفيا فأحببت أن أعرف و فيض مقدس عبارت از تجلّيات اسمائيه است كه موجب ظهور آنچه را كه استعدادات اعيان ثابته در خارج اقتضا دارد مىباشد . و به بيان ديگر ، به فيض اقدس اعيان ثابته و استعدادات اصليهء آنها در حضرت علميه حاصل مىشود ، و به فيض مقدس آنچه را كه آن اعيان ثابته با لوازم و توابع‌شان در خارج اقتضاء مىكند حاصل مىگردد ، لذا در وجه تسميه فيض به اقدس گفته‌اند كه اقدس است از اين كه فيض غير مفيض باشد و يا اقدس از شوائب كثرت اسمائيه و نقائص حقائق امكانيه است بخلاف فيض مقدس ، فافهم .

در اتحاد نفوس مكتفيه به نفس رحمانى و عقل بسيط

بدانكه در صحف كريمهء اهل تحقيق محقق است كه صادر نخستين نفس رحمانى است ، و آن اصل اصول و هيولاى عوالم غير متناهى و مادهء تعيّنات است ، و از آن تعبير به تجلّى سارى و رقّ منشور و وجود منبسط و نور مرشوش نيز مىكنند ، و الصادر الاوّل هو الوجود العالم المفاض على أعيان المكوّنات ما وجد منها و ما لم يوجد ممّا سبق العلم بوجوده ، و هذا الوجود مشترك بين القلم الاعلى الذى هو اوّل موجود المسمّى أيضا بالعقل الاوّل و بين سائر الموجودات . قلم اعلى يا عقل اول ، مخلوق اول است كه يكى از تعيّنات صادر نخستين است ، و مظهر