تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
مظهريّته لاسماء اللّه الحسنى كلها و بلوغه مرتبة احديّة الجمع التى فاق بها سائر انواع الموجودات و رجوعه الى مقامه الأصلى الّذى جاء منها و صار منتخبا لكتاب اللّه الكبير الذى هو العالم الكبير . اين بيان مفيد همان است كه گفته‌ايم مراد از تعليم اسماء داشتن استعداد و خلقتى است كه با اين سرمايه تواند كون جامع گردد . سخن در اين بود كه دلالت آيه مباركه
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
صريح بر استمرار وجود خليفهء منصوب از جانب حق تعالى است و خليفه بايد به صفات مستخلف عنه باشد و چون ذات واجب الوجود مستجمع جميع اسماى حسنى و صفات عليا است خليفه او نيز بايد متصف به صفاتش باشد لذا فرمود :
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
و چنين كسى مطاع ملائكه است .

خليفة اللّه جامع جميع اسماء اللّه است

در اين آيهء مباركهء
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ
به لحاظ تعدّد اسماى الهيه و اتصاف خليفه به صفات مستخلف عنه ، وجوب استمرار وجود انسان كامل در زمين تمام است كه پيوسته در افراد نوع انسان ، فرد اكمل از جميع افراد كائنات در جميع اسماء و صفات جمالى و جلالى موجود است تا نماينده حضرت إله باشد . مثلا حق تعالى واحد احد است كه دلالت بر يگانگى ذات او در كمال مىنمايند ، در افراد نوع انسانى كه اكمل و اتم و اشرف انواع است نيز او را مظهرى بايد كه در تمام كمال يگانه باشد . و حق جلّ الجلالة عالم و عليم است كه دلالت بر احاطه او به جميع ماسوى دارند ، او را مظهرى در افراد انسانى بايد كه علمش اتم از علم همه ماسوى باشد . و هكذا در صفات قادر ، قدير ، سامع ، سميع ، بصير ، خبير و ديگر اسماى بى نهايت او
عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
حتى در اسماى مستأثره الهى به يك معنى .