پيامبر صلى الله عليه و آله نخست به خاطر پيشبرد هدفهاى سياسى تصميم گرفت ، به اين پيشنهاد عمل كند ولى بعد از آن صرفنظر نمود ، و دستور داد آن بت را نيز شكستند ، در اين هنگام آيات فوق نازل شد .
4 - جمعى از نمايندگان قبيلهء « ثقيف » خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمده ، عرض كردند : ما با تو بيعت مىكنيم اما به سه شرط :
اوّل ، در موقع نماز براى ركوع و سجود خم نشويم !
دوم ، بتهايمان را به دست خودمان نشكنيم ، خودت بشكن !
سوم ، اجازه بده بت « لات » يك سال بماند !
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : دينى كه در آن ركوع و سجود نباشد به درد نمىخورد ، و اما شكستن بتهايتان به دست خودتان مايليد انجام دهيد ، اگر مايل نيستيد ما خودمان مىشكنيم ! و اما عبادت « لات » من به شما چنين اجازهاى را نمىدهم .
در اين هنگام پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست و وضو گرفت و « عمر » رو به مردم كرده گفت :
چرا پيامبر صلى الله عليه و آله را آزار مىدهيد ؟ او هرگز اجازه نخواهد داد بتها در سرزمين عرب باشد ، ولى درخواست كنندگان همچنان به درخواست خود ادامه مىدادند تا اين آيات نازل شد .
5 - گروهى از نمايندگان طايفهء « ثقيف » خدمتش رسيده گفتند : يك سال به ما مهلت بده ، تا هدايائى را كه براى بتها مىآورند بگيريم ، هنگامى كه اين كار انجام شد ، خود ما بتها را مىشكنيم ، و اسلام مىآوريم .
پيامبر صلى الله عليه و آله در فكر بود : روى جهاتى اين مهلت را به آنها بدهد كه آيات نازل شد و شديداً نهى كرد . « 1 »
شأن نزولهاى ديگرى شبيه آنچه در بالا آمد نيز نقل شده است .
شايد نياز به توضيح نداشته باشد كه : نادرست بودن اكثر اين شأن نزولها در
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيات مورد بحث ؛ « بحار الانوار » ، ج 17 ، ص 53 و بعضى تفاسير ديگر با كمى اختلاف .