آنجا كه بيمار شود و در بستر بيفتد ، به آسانى ممكن است او را از مقاصد بزرگش بازدارند ، مسلماً خداوندى كه او را براى چنان مأموريت و رسالت عظيمى فرستاده ، از نفوذ سحر ساحران حفظ خواهد كرد ، تا مقام والاى نبوت بازيچهء دست آنها نشود .
از سوى سوم ، اگر بنا شود سحر در جسم پيغمبر صلى الله عليه و آله اثر بگذارد ، ممكن است اين توهّم در مردم پيدا شود كه سحر در روح او نيز مؤثر است ، و ممكن است افكارش دستخوش سحر ساحران گردد ، و اين معنى اصل اعتماد به پيامبر صلى الله عليه و آله را در افكار عمومى متزلزل مىسازد .
لذا قرآن مجيد اين معنى را نفى مىكند كه پيغمبر « مسحور » شده باشد ، مىفرمايد : وَ قالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً * أُنْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطيعُونَ سَبيلًا : « ظالمان گفتند : شما از يك انسان سحره شدهاى پيروى مىكنيد * ببين چگونه براى تو مثلها زدند و گمراه شدند ؟ آن چنان كه نمىتوانند راه را پيدا كنند » ! « 1 »
« مسحور » در اينجا خواه به معنى كسى باشد كه از نظر عقلى سحر شده يا در جسمش ، در هر صورت گواه بر مقصود ما است .
به هر حال ، با چنين روايات مشكوكى ، نمىتوان قداست مقام نبوت را زير سؤال برد ، و در فهم آيات بر آنها تكيه كرد .
* * *
هامش
( 1 ) فرقان ، آيات 8 و 9 .