و اگر ما تو را ثابت قدم نمىساختيم ( مصون از انحراف نبودى ) ، نزديك بود اندكى به آنان تمايل كنى .
اگر چنين مىكردى ، ما دو برابر مجازات ( مشركان ) در زندگى دنيا ، و دو برابر ( مجازات آنها ) را بعد از مرگ ، به تو مىچشانيديم ؛ سپس در برابر ما ، ياورى براى خود نمىيافتى !
شأن نزول :
شأن نزولهاى ساختگى
در مورد اين آيات بحثانگيز ، شأن نزولهاى مختلفى نقل كردهاند كه :
بعضى از آنها با تاريخ نزول آنها به هيچ وجه سازگار نيست ، ولى ، از آنجا كه اين شأن نزولها دستاويزى براى بعضى از منحرفان شده است ، به ذكر همهء آنها مىپردازيم :
مرحوم « طبرسى » در « مجمع البيان » پنج قول در اين زمينه نقل كرده است :
1 - قريش به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند : ما به تو اجازه نمىدهيم ، دست به « حجر الاسود » بگذارى تا لااقل با ديدهء احترام به خدايان ما بنگرى .
پيامبر صلى الله عليه و آله در دل گفت : خدا كه مىداند من از اين بتها متنفرم ، اما چه مانعى دارد نگاهى به سوى آنها بيفكنم ، تا بگذارند « استلام حجر الاسود » كنم ، آيات فوق نازل شد و پيامبر صلى الله عليه و آله را از اين كار نهى كرد .
2 - قريش پيشنهاد كرد : دست از ناسزاگوئى به خدايان ما و سبك شمردن عقلهايمان بردار ، و اين بردگان و افراد بى سر و پا را كه بوى بد از آنها به مشام مىرسد ، از دور خود دور كن ، تا در مجلس تو حضور يابيم و به سخنانت گوش فرا دهيم .
پيامبر صلى الله عليه و آله به اميد اين كه : آنها مسلمان شوند ، در فكر بود كه خواستهء آنان را ( هر چند موقت ) بپذيرد ، آيات فوق نازل شد و پيامبر صلى الله عليه و آله را بر حذر داشت !
3 - پيامبر صلى الله عليه و آله بتها را از « مسجد الحرام » بيرون ريخت ، قريش تقاضا كردند :
اجازه دهد ، بتى كه بر كوه « مروه » نزديك خانه خدا بود ، به حال خود بماند ،