جمعى از مسلمانان هنگامى كه در « مكّه » بودند ، و تحت فشار و آزار شديد مشركان قرار داشتند ، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده ، عرض كردند : ما قبل از اسلام عزيز و محترم بوديم ، اما پس از اسلام وضع ما دگرگون شد ، آن عزت و احترام را از دست داديم ، و همواره مورد آزار دشمنان قرار داريم ، اگر اجازه دهيد با دشمن مىجنگيم تا عزت خود را بازيابيم .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : من فعلًا مأمور به مبارزه نيستم ، ولى هنگامى كه مسلمانان به « مدينه » آمدند و زمينه براى مبارزهء مسلحانه آماده شد و دستور جهاد نازل گرديد ، بعضى از آن افراد داغ و آتشين از شركت در ميدان جهاد مسامحه مىكردند ، و از آن جوش و حرارت خبرى نبود ، آيهء فوق نازل شد و به عنوان تشجيع مسلمانان و ملامت از افراد مسامحهكار حقايقى را بيان نمود . « 1 »
* * *
( ( 84 ) ) فَقاتِلْ في سَبيلِ اللَّهِ لا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنينَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ اللَّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْكيلًا
در راه خدا پيكار كن ! تنها مسئول وظيفهء خود هستى ! و مؤمنان را ( بر اين كار ، ) تشويق نما ؛ اميد است خداوند از قدرت كافران جلوگيرى كند ( حتى اگر تنها خودت به ميدانبروى ) ! و خداوند قدرتش بيشتر ، و مجازاتش دردناكتر است .
شأن نزول :
جهاد و تشويق مؤمنان
در « تفسير مجمع البيان » ، « قرطبى » و « روح المعانى » دربارهء شأن نزول اين آيه چنين آمده است : هنگامى كه « ابوسفيان » و لشكر قريش پيروزمندانه از ميدان احد بازگشتند ، « ابوسفيان » با پيامبر صلى الله عليه و آله قرار گذاشت كه در موسم بدر صغرى ( يعنى
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « تفسير تبيان » ، ج 3 ، ص 261 ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « تفسير قرطبى » ، ج 5 ، ص 281 ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « درّ المنثور » ، ج 2 ، ص 184 .