بازارى كه در ماه ذى القعده در سرزمين بدر تشكيل مىشد ) بار ديگر رو به رو شوند .
هنگامى كه موعد مقرر فرا رسيد ، پيامبر صلى الله عليه و آله مسلمانان را دعوت به حركت به محل مزبور كرد .
ولى جمعى از مسلمانان كه خاطرهء تلخ شكست احد را فراموش نكرده بودند ، شديداً از حركت خوددارى مىنمودند ، آيهء فوق نازل شد و پيامبر صلى الله عليه و آله مسلمانان را مجدداً دعوت به حركت نمود .
در اين موقع تنها هفتاد نفر در ركاب پيغمبر صلى الله عليه و آله در محل مزبور حاضر شدند ، ولى « ابوسفيان » ( بر اثر وحشتى كه از رو به رو شدن با سپاه اسلام داشت ) از حضور در آنجا خوددارى كرد و پيامبر صلى الله عليه و آله با همراهان سالم به « مدينه » بازگشتند . « 1 »
* * *
( ( 88 ) ) فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقينَ فِئَتَيْنِ وَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا أَ تُريدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبيلًا
چرا دربارهء منافقين دو دسته شدهايد ؟ ! در حالى كه خداوند به خاطر اعمالشان ، ( افكار ) آنها را كاملًا وارونه كرده است . آيا شما مىخواهيد كسانى را كه خداوند ( بر اثر اعمال زشتشان ) گمراه كرده ، هدايت كنيد ؟ ! در حالى كه هر كس را خداوند گمراه كند ، راهى براى او نخواهى يافت .
شأن نزول :
سادهنگرى و مسامحهكارى !
مطابق نقل جمعى از مفسران از « ابن عباس » ، عدهاى از مردم « مكّه » ظاهراً مسلمان شده بودند ، ولى در واقع در صف منافقان قرار داشتند ، به همين دليل حاضر به مهاجرت به « مدينه » نشدند ، و عملًا هوادار و پشتيبان بتپرستان بودند .
اما سرانجام مجبور شدند از « مكّه » خارج شوند ( و تا نزديكى « مدينه » بيايند و
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « تفسير قرطبى » ، ج 5 ، ص 293 .