تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 997

مساهمون:

ص٩٩٧
37 / 24 و بازداريد ايشان را هر آئينه ايشان سؤال كرده خواهند شد ( 24 ) 37 / 25 چيست شما را كه با يكديگر يارى نمىكنيد ( 25 ) 37 / 26 بلكه ايشان امروز گردن‌نهادگانند ( 26 ) 37 / 27 و دو آورند بعض ايشان بر بعض با يكديگر سؤال كنان ( 27 ) 37 / 28 گويند هر آئينه شما مىآمديد پيش ما از جانب راست ( 28 ) 37 / 29 بلكه گويند شما نبوديد مسلمانان ( 29 ) 37 / 30 و نبود ما را هيچ تسلطى بر شما بلكه شما بوديد گروهى از حد گذشته ( 30 ) 37 / 31 پس لازم شد بر ما سخن پروردگار ما كه البته ما چشندهء عذاب باشيم ( 31 ) 37 / 32 پس گمراه كرديم شما را كه هر آئينه ما گمراه بوديم ( 32 ) 37 / 33 پس بتحقيق همه ايشان آن‌روز در عذاب با هم شريك باشند ( 33 ) 37 / 34 هر آئينه همچنين مىكنيم با گنهكاران ( 34 )
شرح
وَ قِفُوهُمْو چون روى به دوزخ آرند گفته شود بازداريد ايشان را بر موقف يا بر پل صراطإِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَبه درستى كه ايشان پرسيده‌شدگان خواهند بود يعنى ايشان را از عقائد و اعمال ايشان خواهند پرسيد به جهت زيادت توبيخ و تقريع و ديگر ايشان را گويندما لَكُمْ لا تَناصَرُونَچيست مر شما را كه يارى نمىدهيد به يكديگر را و از جنس موقف خلاص نمىكنيد ايشان جواب نمىدهند حق سبحانه با ملائكه گويد كه ايشان يكديگر را نصرت ندهندبَلْ هُمُ الْيَوْمَبلكه ايشان امروزمُسْتَسْلِمُونَگردن‌نهادگانند از روى عجز و منقادشدگانندوَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْو در موقف روى آر ز بعضى از ايشانعَلى بَعْضٍبر برخى ديگر يعنى رؤساى قوم و ضعفه ايشانيَتَساءَلُونَاز يكديگر مىپرسند كه اين چه حال است كه ما را پيش آمده يا سرزنش مىكنند يكديگر راقالُواگويند اتباع مر رؤساى قوم را كهإِنَّكُمْبه درستى كه شماكُنْتُمْ تَأْتُونَنابوديد كه درمىآمديد بماعَنِ الْيَمِينِاز روى نصيحت و نيك‌خواهى و يمن بزعم شما يا از قوت و قهر يا از طريق سوگند يعنى قسم ياد مىكرديد كه اين دين حق است كه ما شما را بدان مىخوانيمقالُواگويند رؤسا در جواب ايشان كه نه چنين استبَلْ لَمْ تَكُونُوابلكه نبوديد شمامُؤْمِنِينَگرويدگان يعنى شما به راه راست نبوديد كه مر شما را گمراه كرده باشيموَ ما كانَو نبودلَناما راعَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍبر شما هيچ حجّتى و قدرتى كه به اكراه و اجبار شما را به ضلالت دعوت نموده‌ايمبَلْ كُنْتُمْبلكه بوديد شما بنفس خودقَوْماً طاغِينَگروهى از اندازه‌گذشتگانفَحَقَّ عَلَيْناپس واجب شد بر ما همهقَوْلُ رَبِّناسخن پروردگار ما كه كلمة العذاب استإِنَّا لَذائِقُونَبه درستى كه ما چشندگانيم عذاب را درين روزفَأَغْوَيْناكُمْپس ما شما را دعوت كرديم به گمراهى به جهت آنكهإِنَّا كُنَّا غاوِينَبه درستى كه ما بوديم گمراهان خواستيم كه شما نيز مثل ما باشيد و در مثل است كه خرمن سوخته هم خرمن سوخته مىطلبد بيتمن مستم و خواهم كه تو هم مست شوى * تا همچو من سوخته از دست شوىحق سبحانه فرمود كهفَإِنَّهُمْپس به تحقيق كه تابعان و متبوعانيَوْمَئِذٍآن روزفِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَدر كشيدن عذاب انبازان باشند چنانچه در غوايت شريك بوده‌اندإِنَّا كَذلِكَبه درستى كه ما همچنيننَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَمىكنيم با مشركان .