تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1000

مساهمون:

ص١٠٠٠
37 / 59 مگر بموت نخستين خود و نيستيم ما عذاب كرده شده ( 59 ) 37 / 60 هر آئينه اينست فيروزى بزرگ ( 60 ) 37 / 61 براى اين چنين نعمت بايد كه عمل كنند عمل‌كنندگان ( 61 ) 37 / 62 آيا آنچه مذكور شد نيكوتر است مهمانى يا درخت زقوم ( 62 ) 37 / 63 هر آئينه ما ساختيم زقوم را عقوبتى براى ستمكاران ( 63 ) 37 / 64 هر آئينه وى درختى است كه برمىآيد در قعر دوزخ ( 64 ) 37 / 65 خوشه آن مانند سرهاى شياطين است ( 65 ) 37 / 66 پس هر آئينه دوزخيان بخورند ازان درخت پس پر كنند ازان شكمها را ( 66 ) 37 / 67 پس هر آئينه ايشان را بران طعام آميختنى باشد از آب‌گرم ( 67 )
شرح
إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولىمگر مردن نخستين در دنياوَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَو نيستيم ما از عذاب‌كرده‌شدگان فرشتگان گويند بلى هرگز نميريد و معذب نمىشويد گويد يهوداإِنَّ هذابه درستى كه اين نعمت خلود و ايمنى از عذابلَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُهر آئينه اوست رستگارى بزرگلِمِثْلِ هذااز براى مثل اين نعمتهافَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَپس بايد كه عمل كنند عمل‌كنندگان نه براى مال و جاه دنيا كه بشرف زوال است و در صدد انتقال رباعىگر بار كشى بار نگارى بارى * ور كار كنى براى يارى بارىور روى به خاك راه خواهى ماليد * بر خاك راه طرفه سوارىبارى آنكه حق سبحانه و تعالى مىگويدأَ ذلِكَآيا آنچه مذكور شد از نعم بهشتيانخَيْرٌبهتر استنُزُلًااز روى نزل و پيشكش و ما حضرأَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِيا درخت زقوم و آن درختى است در ولايت تهامه كه برگهاى خرد دارد و ميوه او منتن و تلخ بود و حق سبحانه و تعالى درختى را كه ميوه آن نزل دوزخيان باشد و به اكراه بديشان خورانند بدين اسم مسمى كرد و فرمود كهإِنَّا جَعَلْناهابه درستى كه ما گردانيديم درخت زقوم رافِتْنَةًمحنت و عذابلِلظَّالِمِينَمر ستمكاران را در آخرت يا ابتلا و امتحان مر ايشان را در دنيا چه ايشان بعد از آنكه شنودند كه زقوم درختى است در دوزخ گفتند اين چگونه تواند بود و حال آنكه آتش آهن را مىگدازد و نرم مىسازد و ندانستند كه آنكه قادرست بر خلق حيوانات آتشى چون سمندر توانا است بر آفريدن شجر در آتش و حفظ آن از احراق و در معالم آورده كه ابن الزبعرى صناديد قريش را گفت محمد صلى اللّه عليه و سلّم مىترساند ما را به زقوم و آن بلغت بربر و افريقيه مسكه و خرما را گويند ابو جهل برخاست و اكابر عرب را به خانه آورد و كنيزك خود را گفت زقينا يعنى زقوم ده ما را كنيزك زبده و خرما آورد أبو جهل گفت بخوريد كه اين زقومى است كه محمد ص ما را بدان وعيد مىكند حق سبحانه آيت فرستاد كه زقوم آن نيست كه ايشان گمان مىبرندإِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِبه درستى كه آن درختى است كه بيرون مىآيد در قعر دوزخ و شاخهاى آن بلند شده بسائر دركات مىرسدطَلْعُهاخوشه آن درختكَأَنَّهُگويا كه اورُؤُسُ الشَّياطِينِسرهاى ديوان است يعنى در زشتى و هولناكى و گويند شياطين مارهاى قبيح پرهول است و گويند سنگهاى سياه بوده در حوالى مكه كه رءوس الشياطين مىگفتندفَإِنَّهُمْپس بتحقيق كه دوزخيانلَآكِلُونَ مِنْهاهر آئينه مىخورند از آن درخت زقومفَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَپس پركننده‌اند از ان شكمها از غايت جوع يا بخورانند ايشان را به اكراهثُمَّ إِنَّ لَهُمْپس به درستى كه مر دوزخيان راعَلَيْهابر خوردن آنلَشَوْباً مِنْ حَمِيمٍآميختنى است از آب گرم چنان آبى كه امعا را پاره پاره كند يعنى چون زقوم را بخورند آب گرم بر بالاى آن بديشان دهند تا با زقوم آميخته گردد .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1000 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )