تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1384

مساهمون:

ص١٣٨٤

[ سوره ناس ]

بنام خداى بخشنده مهربان 114 / 1 بگو پناه مىگيرم به پروردگار مردمان ( 1 ) 114 / 2 پادشاه مردمان ( 2 ) 114 / 3 معبود مردمان ( 3 ) 114 / 4 از شر وسوسه‌اندازنده چون ذكر گفته شود ( 4 ) 114 / 5 بازپس‌رونده آنكه وسوسه مىافگند در سينهاى مردمان ( 5 ) 114 / 6 از جنس جن باشد يا از جنس مردمان ( 6 )
شرح

سورة النّاس

مدنيّة و هى ستّ آياتبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِبگو پناه مىگيرم به پروردگار آدميانمَلِكِ النَّاسِپادشاه مردمانإِلهِ النَّاسِمعبود بنىآدممِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِاز شر وسوسه‌كننده نهان شونده وقتى كه ياد خداى تعالى كنند عادت شيطان آن است كه چون بنده خداى تعالى را ياد كند او بگريزد و چون از ذكر حق غافل باشد به وسوسه درآيدالَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِآن‌كس كه وسوسه مىكند در سينهاى مردمانمِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِاز جنيان و آدميان يعنى شياطين الانس و الجن در لباب آورده كه درين سوره پنج جا لفظ ناس واقع شده و معنى آن مكرر نيست مراد به اول اطفال‌اند و معنى ربوبيت دال است بران و بثانى جوانان و لفظ ملك كه بقهر و سياست دليل باشد مشير است بران و بثالث پيران و اسم إله كه مبنى است از طاعت و عبادت مناسب بران و برابع صالحان كه وسواس مولع است به اغواى ايشان و بخامس مفسدان و عطف آن بر معوّذ منه دلالت مىكند بر آن و محققان برانند كه عدد پنج مراتب كليّه كه آن را حضرات خمس خوانند منحصر دروست دلالت بر نهايت و تمامى دارد و بدين جهت او را دائر گويند و در ان اشارت به آن است كه هر چند او را در نفس او ضرب كنند و حاصل را درو باز ضرب نمايند الى غير النهاية همه پنج به صورت اصلى خود بازآيد و در نهايت آن عدد خود را بنمايد چون بيست و پنج و صد و بيست و پنج و على هذا پس خلاصه مكونات كه انسان است حدود پيكر بديع منظرش بر پنج عضوى منتهى شود رأس و يدين و رجلين و اطراف هر يك ازينها باز به پنج انتها يافته و در يدين و رجلين باعداد اصابع ظاهر است و در رأس كه به طرف علو علاقه بيشتر دارد ظاهرش بحواس خمسه ظاهرى و باطنش به پنج حس ديگر آراسته شده و مؤيد اين قول است آنكه در معوذه ثانيه كه سور قرآنى بدان منتهى مىشود پنج بار لفظ الناس تكرار يافته و درين عدد اسرار بىنهايت مندرج است و بيان شطرى از ان در جواهر التفسير سمت تحرير پذيرفته و اللّه عليم قدير و در افتتاح كلام الهى به حرف به او در اختتامش به حرف سين سرّى عزيز است چه اين هر دو حرف بس باشد عرب گويد كه بسك اى حسبك پس معنى چنين شد كه حسبك من الكونين ما اعطيناك بين الحرمين و از نوادر اتفاقات آن است كه اين دو حرف در لغت پارسى هم بمعنى حسب آيد يعنى بسنده حكيم سنائى اشارتى به اين معنى نموده بيتاوّل و آخر قرآن ز چه با آمد و سين * يعنى اندر ره دين رهبر تو قرآن بسحسبنا اللّه و كفى سمع اللّه لمن دعى ليس وراء اللّه منتهى فله الحمد فى الآخرة و الاولى و الصلاة و السّلام على محمد ص حبيبه و آله رض ائمة الهدى و اصحابه رض مصابيح انوار التقى و السلام على من اتبع الهدى - تمت