36 / 79
بگو زنده كندش آنكه آفريد او را اول بار و او بهر قسم آفرينش داناست ( 79 )
36 / 80
آنكه پيدا كرد از درخت سبز آتش را پس ناگهان شما ازان درخت آتش مىافروزيد ( 80 )
36 / 81
آيا نيست آنكه آفريد آسمانها و زمين را توانا بر آنكه آفريند مانند ايشان بلى و همونست آفرينندهء دانا ( 81 )
36 / 82
جز اين نيست كه فرمان خدا چون بخواهد آفريدن چيزى اينست كه گويدش شو پس مىشود ( 82 )
36 / 83
پس پاك است آنكه بدست اوست پادشاهى هر چيز و بسوى او بازگردانيده شويد ( 83 )
شرح
قُلْبگو اى محمد صلى اللّه عليه و سلّميُحْيِيهَا الَّذِيزنده گرداند آن را كسى كه بقدرت كاملهأَنْشَأَهابيافريد او راأَوَّلَ مَرَّةٍنخست بار و از عدم بوجود آوردوَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍو او به همه آفريدههاعَلِيمٌداناست تفاصيل مخلوقات را مىداند و اجزاى اشخاص را در حال تفرق و تبدد مىشناسد و بر جمع و انضمام آن قادرستالَّذِي جَعَلَآن خداى كه آفريد و پيدا كردلَكُمْبراى شمامِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِاز درخت سبزناراًآتشىفَإِذا أَنْتُمْپس ناگاه شمامِنْهُاز ان درختتُوقِدُونَمىافروزيد آتش را در اغلب مواضع از باديه عرب دو درخت است مرخ و عفار شاخى از مرخ بر شاخى از عفار مىمالند آتش بيرون آيد حق سبحانه فرمود كه آنكه قادرست بر احداث آتش از درخت سبز كه درو ماهيت متضاده با جوهر نارست هر آئينه قادرست بر اعاده طراوت در چيزى كه تر و تازه بوده باشد و خشك شدهأَ وَ لَيْسَآيا نيستالَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَآن كسى كه بيافريد آسمانها و زمينها را با بزرگى اجرام ايشانبِقادِرٍتواناعَلى أَنْ يَخْلُقَبر آنكه بيافريندمِثْلَهُمْمانند ايشان را باجسام صغيره و اجرام حقيربَلىآرى هست قادر بر آنوَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُو او است آفريننده بسيار خلق و دانا بكنه احوال مخلوقاتإِنَّما أَمْرُهُجز اين نيست كه شان اوإِذا أَرادَچون خواهدشَيْئاًآفريدن چيزى راأَنْ يَقُولَ لَهُآن است كه گويد مر او را به حكم منكُنْبباشفَيَكُونُپس بباشد نزد بعضى تمثيل است مر تاثير قدرت را در مراد اللّه و بعضى گويند تاثير مر مراد اللّه بامر مطاع هر مطيعى را در حصول مأمور به بىامتناع و نزاع و در تفسير كبير گفته كه مراد ازين سخن سرعت نفاذ امرست در تكوين اشياء بر اسرع وجهى كه ممكن باشد نه تكلم بدين كلمه و گويند اين كلمه علامتى است كه چون ملائكه بشنوند دانند كه چيزى حادث خواهد بود بيت حرفيست كاف و نون ز طوامير ضلع او ز قاف تا بقاف بدين حرف گشته دالفَسُبْحانَ الَّذِيپس پاكى و بىعيبى آن كسى راست كه بىشبهبِيَدِهِبدست اقتدار اوستمَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍپادشاهى همه چيزوَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَو بسوى او بازگرديده خواهيد شد براى مكافات اعمال وعده دوستان است و وعيد دشمنان كه اينان را شديد العقاب است و آنان را طوبى لهم و حسن مآب .