36 / 57
ايشان راست در بهشت ميوه و ايشانراست آنچه طلب كنند ( 57 )
36 / 58
گفته شود سلام باد از جانب پروردگار مهربان ( 58 )
36 / 59
و بگوئيم جدا شويد امروز اى گناهكاران ( 59 )
36 / 60
آيا نفرستاده بودم بسوى شما اى اولاد آدم كه مپرستيد شيطان را هر آئينه وى شما را دشمن آشكارا است ( 60 )
36 / 61
و آنكه بپرستيد مرا اين است راه راست ( 61 )
36 / 62
و هر آئينه گمراه ساخت شيطان از قوم شما خلق بسيار را آيا نمىدانستيد ( 62 )
36 / 63
اين آن دوزخ است كه وعده داده مىشد شما را ( 63 )
36 / 64
درآييد به آن امروز بسبب كافر بودن خود ( 64 )
36 / 65
امروز نهيم بر دهان ايشان و سخن گويد ما با دستهاى ايشان و گواهى دهد پايهاى ايشان به آنچه مىكردند ( 65 )
شرح
لَهُمْ فِيهامر ايشان راست در بهشتفاكِهَةٌميوه يعنى از انواع ثمرهوَ لَهُمْمر ايشان راستما يَدَّعُونَآنچه خواهند و آرزو برند در احقاف از ابن عباس رض نقل مىكند كه هر چه بهشتى انديشد از اطعمه و اشربه بىآنكه به زبان آوردند در پيش خود حاضر بيند و مر ايشان را باشدسَلامٌيعنى تحيّتىقَوْلًاخطابى بىواسطهمِنْ رَبٍّ رَحِيمٍاز پروردگار مهربان در معالم از جابر بن عبد اللّه رض نقل مىكند كه پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم فرمود كه اهل بهشت در نعيم خود مستغرق باشند كه ناگاه روزى نورى بر ايشان ساطع گردد و چون سر بالا كنند حضرت عزّت گويد سلام عليكم طبتم فادخلوها خالدين يا اهل الجنة بيتسلام دوست شنيدن سعادت است و سلامت * بوصل يار رسيدن فضيلتست و كرامتوَ امْتازُوا الْيَوْمَو جدا شويد امروزأَيُّهَا الْمُجْرِمُونَاى مشركان از موحدان و اى منافقان از مخلصان كه شما را به زندان دشمنان مىرانند و ايشان را به بوستان دوستان مىخوانندأَ لَمْ أَعْهَدْآيا عهد نكردمإِلَيْكُمْبا شما و نفرمودم شما رايا بَنِي آدَمَاى فرزندان آدمأَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَآنكه نپرستيد شيطان را يعنى بتان را بفرموده شيطانإِنَّهُ لَكُمْبه درستى كه او مر شما راعَدُوٌّ مُبِينٌدشمنى است آشكارا و عداوت او با پدر شما بر همه ظاهرستوَ أَنِ اعْبُدُونِيو نه عهد كردهام كه مرا بپرستيد كه دوست نيكخواه شماامهذااين پرستش منصِراطٌ مُسْتَقِيمٌراه راست به بهشتوَ لَقَدْو هر آئينه به درستى كهأَضَلَّگمراه كرد شيطانمِنْكُمْاز شما اى آدميانجِبِلًّا كَثِيراًخلق بسيار را پيش از شماأَ فَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَآيا نيستيد شما كه تعقل كنيد و خود را از دست و دام او بازرهانيد و در فريب او نيفگنيدهذِهِ جَهَنَّمُاين دوزخى استالَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَآن دوزخى كه در دنيا بوديد كه وعده كرده مىشديد آن رااصْلَوْهَا الْيَوْمَدرآييد به دو امروزبِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَبسبب آنكه بوديد كه مىپوشيديد حق را و تصديق انبياء ع نمىكرديدالْيَوْمَ نَخْتِمُامروز مهر مىنهيمعَلى أَفْواهِهِمْبر دهنهاى ايشان چون انكار مىكنند كه مشرك نبودهايم و تكذيب رسل ع نكردهايم و شيطان را نهپرستيدهايموَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْو سخن گويند با ما دستهاى ايشانوَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْو گواهى مىدهند پاىهاى ايشانبِما كانُوابهآنچه بودند كه در دنيايَكْسِبُونَكسب مىكردند در كشف الاسرار فرموده كه چنانچه جوارح اعداء بر افعال بد ايشان گواهى مىدهند اعضاى اولياء بر طاعت ايشان اقامت شهادت كنند چنانچه در آثار واردست كه حق سبحانه بنده مؤمن را خطاب كند چه آورده شرم دارد كه عبادات و طاعات و خيرات خود را برشمارد حق سبحانه اعضاى وى را به سخن آرد تا هر يك اعمال خود را بازگويند حتّى انامل گواهى دهند بر تسبيحات كما ورد فانهن مسئولات مستنطقات