تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 988

مساهمون:

ص٩٨٨
36 / 47 و چون گفته شود به ايشان كه خرج كنيد از آنچه رزق داده است شما را خداى تعالى گويند اين كافران به مسلمانان آيا طعام مىدهيم كسى را كه اگر خداى تعالى خواستى طعام دادى او را نيستيد شما مگر در گمراهى ظاهر ( 47 ) 36 / 48 و مىگويند كافران كى باشد اين وعده اگر راست گوئيد ( 48 ) 36 / 49 انتظار نمىكشند مگر يك نعره تند را كه بگيرد ايشان را و ايشان خصومت كنان باشند ( 49 ) 36 / 50 پس نتوانند وصيت كردن و نه باهل خانه خود بازگردند ( 50 ) 36 / 51 و دميده شود در صور پس ناگهان ايشان از قبرها بسوى پروردگار خويش بشتابند ( 51 )
شرح
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْو چون گفته شود مر ايشان را كه به درويشان و محتاجانأَنْفِقُوانفقه كنيدمِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُاز آنچه روزى داده است خداى تعالى شما راقالَ الَّذِينَ كَفَرُواگويند آنان كه نگرويدند بصانع يعنى معطله عربلِلَّذِينَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُمر آنان را كه گرويده‌اند يعنى كافران از روى تهكم با مؤمنان گويند آيا طعام دهيم يعنى ندهيممَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُآن را كه اگر خواستى خداى تعالىأَطْعَمَهُطعام دادى او را يعنى خداى تعالى بزعم شما قادر است بر اطعام خلق بايستى كه ايشان را طعام دادى چون او طعام نداد ما نيز ندهيم گفتند كافران مؤمنان راإِنْ أَنْتُمْنيستيد شما اى مؤمنانإِلَّا فِي ضَلالٍ مُبِينٍمگر در گمراهى هويدا كه ما را به مخالفت مشيت امر مىفرمائيد و اين سخن از ايشان خطا بود براى آنكه خداى تعالى بعضى مردم را توانگر ساخته و بعضى را فقير و به جهت ابتلاء حكم فرموده كه اغنياء از مال خدا كه مقرر كرده است محتاجان را بهره‌مند گردانند پس مشيت را بهانه ساختن و امر الهى را كه بانفاق فرموده در گذاشتن محض خطا و عين جفا است - قطعهدرويش را خدا به توانگر حواله كرد * تا كار او بسازد و فارغ كند دلشاز روى بخل گر نشود ملتفت به دو * فردا بود ندامت و اندوه حاصلشوَ يَقُولُونَو مىگويند كافرانمَتىكجا استهذَا الْوَعْدُاين موعود شما يعنى قيامت و هنگام رستخيزإِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَاگر هستيد راست‌گويانما يَنْظُرُونَانتظار نمىبرند ايشانإِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْمگر يك فرياد كه بگيرد ايشان را يعنى نفخه صاعقه كه بعد از نفخه فزع است دريابد ايشان راوَ هُمْ يَخِصِّمُونَو حال آنكه ايشان در آن وقت در سودا و معامله بجدال و خصومت مشغول باشند و مهم دنيا مىسازند كه به‌يك‌بار اسرافيل ع صور دردمد و همه خلق را بر جاى بميرند الا ما شاء اللّهفَلا يَسْتَطِيعُونَپس نمىتوانندتَوْصِيَةًوصيت كردن با حاضران خودوَ لا إِلى أَهْلِهِمْو نه بسوى اهل ايشان كه غائب باشنديَرْجِعُونَبازگردند يعنى مجال از بازار به خانه رفتن نداشته باشندوَ نُفِخَ فِي الصُّورِو بعد از چهل سال بدمند در صور ديگربارهفَإِذا هُمْپس ناگاه ايشانمِنَ الْأَجْداثِاز گورها بيرون آمدهإِلى رَبِّهِمْبسوى پروردگار خويشيَنْسِلُونَمىشتابند و درين چهل سال كفار را عذاب نباشد چون برانگيخته شوند .