36 / 40
نه آفتاب مىسزدش كه دريابد ماه را و نه شب سبقت سبقتكننده است بر روز و هر يكى از آفتاب و ماه و ستارهها در آسمانى سير مىكنند ( 40 )
36 / 41
و نشانه هست ايشان را كه ما برداشتيم قومى بنى آدم را در كشتى پر كرده شده ( 41 )
36 / 42
و آفريديم براى ايشان مانند كشتى آنچه سوار مىشوند بران يعنى شتر و گردن ( 42 )
36 / 43
و اگر خواهيم غرق كنيم ايشان را پس هيچ فريادرس نباشد براى ايشان و نه ايشان رها كرده شوند ( 43 )
36 / 44
ليكن رحمت كرديم از جانب خود و بهرهمند ساختيم تا مدّتى ( 44 )
36 / 45
و چون گفته شود به ايشان كه بترسيد از عقوبتى كه پيش دو دست شما باشد و عقوبتى كه پس پشت شما باشد بود كه بر شما رحم كرده شود ( 45 )
36 / 46
و نمىآيد بديشان هيچ نشانه از نشانهاى پروردگار ايشان الا ازان روگردان باشند ( 46 )
شرح
لَا الشَّمْسُنه آفتابيَنْبَغِي لَهاشايد مر او راأَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَآنكه دريابد قمر را در مكان او چه يكى بر فلك اوّل است و يكى بر سپهر چهارم يا نشايد كه آفتاب دريابد قمر را در سرعت سير او چه قمر تمام بروج را در حدود ماهى قطع مىكند و آفتاب در سالى پس اگر آفتاب بسرعت چون ماه باشد فصول اربع سنه از وضع خود بيفتد و خلل در تكون نبات و تعيش حيوانات رسدوَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِو نه شب پيشىگيرنده است بروز به آن معنى كه غلبه كند روشنى او را و همه اوقات شب گردد بلكه متعاقب اوست گفتهاند مراد به شب و روز آيتين ايشانند يعنى ماه و آفتاب مراد آنست كه چون شمس از روى سرعت قمر را در نمىيابد قمر نيز از جهت ضيا بر آفتاب سبقت نمىگيردوَ كُلٌّو همه كواكب از نيرين و جز آنفِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَدر فلك بگشاده مىروند چنانچه ماهى در آبوَ آيَةٌ لَهُمْو نشانه ديگر مر ايشان راأَنَّا حَمَلْناآنكه برداشتيمذُرِّيَّتَهُمْپدران ايشان را يعنى نشانيديمفِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِدر كشتى پر از مردم و ساير حيوانات يعنى در كشتى نوح عليه السلام و گفتهاند مراد از ذريت اولادند كه در اصلاب پدران ايشان بودند يا مراد مطلق كشتى است و ذريّت اولاد است كه به تجارت مىفرستند يا كودكان و زنان كه چون به سفر مىبرند يعنى چون فرزندان خورد ايشان را قوت سفر نيست بر خشكى براى آنها كشتى مقرر كرديموَ خَلَقْنا لَهُمْو بيافريديم براى مردمانمِنْ مِثْلِهِاز مانند كشتىما يَرْكَبُونَآنچه سوارى مىكنند بر آن چون زورق و ناو و امثال آن و گفتهاند مراد شترانند كه كشتى بيابانندوَ إِنْ نَشَأْو اگر خواهيمنُغْرِقْهُمْغرق سازيم اهل كشتى رافَلا صَرِيخَ لَهُمْپس هيچ فريادرسى نيست مر ايشان را كه از غرق شدن نگاه داردوَ لا هُمْ يُنْقَذُونَو نه ايشان رها كرده شوندإِلَّا رَحْمَةًمگر آنكه ببخشيممِنَّابخشيدنى از نزديك ماوَ مَتاعاًو برخوردارى دهيم ايشان را برخوردارى دادنىإِلى حِينٍتا زمانى كه اجل ايشان برسدوَ إِذا قِيلَو چون گفته شودلَهُمُ اتَّقُوامر كافران را كه بترسيدما بَيْنَ أَيْدِيكُمْاز عذابى كه پيش از شما به امم مكذّبه رسيدوَ ما خَلْفَكُمْاز عذابى كه در عقب شما است يعنى در آخرت و مراد آنكه ايمان آريدلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَشايد كه بر شما ببخشند ايشان اعراض نموده در مكابره و عناد افزايندوَ ما تَأْتِيهِمْو نيابد بديشانمِنْ آيَةٍهيچ آيتىمِنْ آياتِ رَبِّهِمْاز آيتهاى پروردگار ايشان يعنى قرآن يا از دلايل وحدتإِلَّا كانُوامگر آنكه باشندعَنْها مُعْرِضِينَاز ان روى گردانندگان .