36 / 35
تا بخورند از ميوه و آنچه مذكور شد و نساخته است ميوه را دست ايشان آيا شكر نمىكنند ( 35 )
36 / 36
پاك است آنكه آفريد اجناس را تمام آن از آنچه مىروياندش زمين و از جنس آدميان و از آنچه ايشان نمىدانند ( 36 )
36 / 37
و نشانه هست ايشان را شب مانند پوست مىكشيم از وى روز را پس ناگهان ايشان در تاريكى آيندگان باشند ( 37 )
36 / 38
و آفتاب مىرود براهى كه قرارگاه وى است اينست اندازهء خداى غالب دانا ( 38 )
36 / 39
و ماه مقرر كرديم براى او منزلها تا آنكه بازگردد به شكل شاخ كهنه ( 39 )
شرح
لِيَأْكُلُواتا بخورندمِنْ ثَمَرِهِاز ميوه آنچه مذكور شدوَ ما عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْو آنچه كرده است دستهاى ايشان مثل دوشاب و غيره و حفص رح عملته مىخواند و ما را نافيه مىداند يعنى مىخورند از ميوههائى كه دستهاى شما آن عمل نكرده است بلكه بمحض قدرت آفريده شدهأَ فَلا يَشْكُرُونَآيا شكر نمىكنند به ازاى اين نعمتها و منعم را پرستش نمىنمايند صاحب بحر الحقائق فرموده كه معنى آيت به زبان اهل اشارت آن است كه زمين دل را زنده كرديم بباران عنايت و بيرون آورديم از ان حبّ طاعت تا ارواح از ان غذا مىيابند و ساختيم بوستانها از نخيل اذكار و اعناب اشواق و عيون و حكمت در وى روان كرديم تا از اثمار مكاشفات و مشاهدات تمتع مىگيرند و از نتائج اعمالى كه كردهاند از صدقات و خيرات بهرهور گردند * آيا سپاسدارى نمىكنند يعنى سپاس بايد كرد برين نعمت ظاهره و باطنه تا موجب مزيد آن شود كه لئن شكرتم لأزيدنكم رباعىاگر شكر كنى زياده گردد نعمت * وز دل ببرد دغدغه بيش كمتپس زود به سرمنزل مقصود رسى * از منهج شكر گر نلغزد قدمتسُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّهاپاك است آن كسى كه بقدرت كامله بيافريد همه صنفها و نوعها رامِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُاز آنچه مىروياند زمين چون نبات و اشجاروَ مِنْ أَنْفُسِهِمْو از نفسهاى ايشان يعنى از بشر چون ذكر و انثىوَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَو از آنچه نمىدانند از اقسام خلايقوَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُو علامتى ديگر ايشان را بر قدرت ما شب است كه از روى حكمتنَسْلَخُدرمىكشيم و دور مىكنيممِنْهُ النَّهارَاز ان روشنائى روزفَإِذا هُمْپس ايشانمُظْلِمُونَدرآيندگانند به تاريكىوَ الشَّمْسُ تَجْرِيو آيتى ديگر آفتاب است كه مىرودلِمُسْتَقَرٍّ لَهابه قرارگاهى كه او راست در صحيح مسلم وارد است كه مستقر آفتاب تحت العرش باشد گويند مراد از مستقر حد معين است كه دور او به دو منتهى شودذلِكَآن رفتن او بمستقرتَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِتقدير خداوندى است غالب بقدرت خود بر هر مقدورى دانا بهر معلومىوَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُو ماه را مقرّر كرديم يعنى مسير او رامَنازِلَدر منزلهاى بيست و هشتگانه از بروج اثنى عشر كه حصّه هر برجى دو منزل و ثلثى باشد و هر روز قريب منزلى قطع مىكند و در منازل اجتماعيه نور او مىافزايد و در منازل استقباليه مىكاهد و ميل به انحنا و تقويس مىكندحَتَّى عادَتا آن وقتى كه گردد در آخر منازل از باريكى و زردى و كجىكَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِمانند چوب شاخ يكساله كه از خرمابنان خشك شده باشد و كجگشته به شكل هلالى -